مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٢ - شرکت زن در مجامع
در تفسیر کشّاف ذیل آیه ٥٣ سوره احزاب مینویسد:
«عمر خیلی علاقهمند بود که زنان رسول خدا در پرده باشند و بیرون نروند، زیاد این مطلب را به میان میگذاشت. به زنان پیغمبر میگفت: اگر اختیار با من بود چشمی شما را نمیدید. یک روز بر آنان گذشت و گفت آخر شما با سایر زنان فرق دارید همچنانکه شوهر شما با سایر مردان فرق دارد. بهتر است به پرده در شوید.
زینب همسر رسول خدا گفت: پسر خطاب! وحی در خانه ما نازل میشود و آنگاه تو نسبت به ما غیرت میورزی و تکلیف معین میکنی؟!».
در سنن ابن ماجه «بابُ ما جاءَ فِی الْبُکاءِ عَلَی الْمَیت» حدیث شماره ١٥٨٧ مینویسد:
«رسول خدا در تشییع جنازهای شرکت کرد. زنی از کسان متوفّی شرکت کرده بود.
عمر بر آن زن نهیب زد. رسول خدا فرمود: ولش کنای عمر! چشم گریان و دل داغدار و عهد قریب است.».
از این گونه جریانها در تاریخ زندگی عمر زیاد یافت میشود. حتی نقل کردهاند که:
«عاتکه، همسر عمر، دائماً با او برای رفتن به مسجد در کشمکش بود. عمر نمیخواست او شرکت کند اما او اصرار داشت شرکت کند. عاتکه نمیخواست نهی شوهرش را تمرد کند، عمر هم نمیخواست نهی صریح کند، دلش میخواست وقتی که در مقابل تقاضای عاتکه سکوت میکند عاتکه به مسجد نرود. این بود که در مقابل درخواست عاتکه سکوت میکرد و لب از لب نمیجنبانید. اما عاتکه میگفت به خدا قسم مادامی که صریحاً نهی نکنی خواهم رفت، و میرفت.» [١]
در صحیح بخاری از ابن عباس نقل میکند که گفت:
[١]. الحجاب مودودی صفحه ٣١٨ نقل از موطّأ مالک