مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤١ - شرکت زن در مجامع
میکردهاند. پس جمع بین روایات حکم میکند که روایات منع را حمل بر کراهت کنیم.» [١]
پیغمبر اکرم زنان را اجازه میداد که به خاطر حاجتی که دارند بیرون روند و کار خویش را انجام دهند. سوده، دختر زمعه، همسر رسول خدا، زنی بلندبالا بود. یک شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر کاری بیرون آمد. با اینکه شب بود عمربن الخطاب سوده را به خاطر بلندبالاییاش شناخت. عمر در این جهت تعصب شدیدی داشت و همواره به پیغمبر توصیه میکرد اجازه ندهد زنانش بیرون روند. عمر با لحن خشنی به سوده گفت: تو خیال کردی که ما تو را نشناختیم؟! خیر شناختیم. پس از این در بیرون آمدن خود دقت بیشتری بکن. سوده از همان جا مراجعت کرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند درحالی که رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود. طولی نکشید که حالت وحی بر آن حضرت عارض شد. پس از بازگشت به حالت عادی فرمود:
انَّهُ قَدْ اذِنَ لَکنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوائِجِکنَّ..
اجازه داده شد به شما که اگر حاجتی دارید بیرون روید [٢] آنچنانکه مجموعاً از تواریخ و نقلهای حدیثی برمیآید، درمیان صحابه رسول خدا عمربن الخطاب- همچنانکه مقتضای طبیعتهایی خشک و خشن از طراز اوست- در مورد زنان فوق العاده سختگیر و طرفدار خانه نشینی کلی آنها بوده است.
جاحظ در البیان والتبیین جلد ٢ صفحه ٩٠ و جلد ٣ صفحه ١٥٥ از عمر نقل میکند که:
اکثِروا لَهُنَّ مِنْ قَوْلِ «لا»فَانَّ «نَعَمْ»لَیضْریهِنَّ عَلَی الْمَسْأَلَةِ..
بیشتر به زنها «نه» بگویید، زیرا «بلی» آنان را در خواهش جریتر میکند.
[١]. وسائل ج ١/ ص ٧٢[٢]. صحیح مسلم ج ٧/ ص ٦ و صحیح بخاری ج ٧/ ص ٤٩ و ج ٨/ ص ٦٦