مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٧ - ٢ ملاک
است.).
ثانیاً بر فرض که قبول کنیم سیره مسلمین بر جلوگیری از کشف وجه و کفین است باز دلیل نمیشود، زیرا سیره وقتی دلیل میشود که ریشهای جز قبول فرمان پیغمبر در کار نباشد تا دلیل بر فرمان پیغمبر بشود، ولی در اینجا احتمال میرود که ریشه این سیره حس غیرت و مردانگی افراد باشد نه اطاعت از دستور پیغمبر، و ظاهر هم همین است که ریشه این سیره حس غیرت و مردانگی مردم است.
احتمال هم میرود که ریشه سیره افضلیت پوشش باشد، زیرا شکی نیست که به فرض جواز، پوشانیدن افضل است از باز گذاشتن.
٢. ملاک
. دلیل دیگری که بر لزوم پوشانیدن چهره و دو دست اقامه شده این است که «ملاک» یعنی آن فلسفهای که ایجاب میکند سایر قسمتهای بدن پوشیده باشد ایجاب میکند که چهره و دو دست نیز پوشیده باشد. مگر فلسفه پوشیدن سایر قسمتهای بدن جز جنبه فتنهانگیزی آنهاست؟! زیبایی چهره و فتنهانگیز بودن آن کم از بعضی دیگر از قسمتهای بدن نیست بلکه بیشتر است. بنابراین معقول نیست که مثلًا پوشانیدن «مو» به خاطر زیبایی و فتنهانگیزیاش واجب باشد ولی پوشانیدن «رو» که مرکز زیباییهای زن است واجب نباشد. در دین مقدس اسلام هر چیزی که موجب تحریک شهوات و برهم زدن عفاف و پاکدامنی است قدغن شده، آیا ممکن است با چنین مبنایی پوشش چهره و دو دست، مخصوصاً چهره، لازم شمرده نشده باشد؟.
در جواب این استدلال میگوییم: شکی نیست که واجب نبودن پوشش وجه و کفین از این جهت نیست که ملاک و فلسفه اصلی پوشش در آن وجود ندارد، بلکه همچنانکه قبلًا اشاره کردیم و از قدمای مفسرین نیز نقل نمودیم از جهت این است که ملاک دیگری ایجاب میکند که در این مورد استثنا به وجود آید. آن ملاک دیگر این است که پوشش وجه و کفین اگر بهطور وجوب پیشنهاد شود موجب حَرَج و فلج و سلب امکان فعالیت عادی از زن میگردد.
چنانکه قبلًا هم گفتیم پوشش وجه و کفین مرز محبوسیت و عدم محبوسیت زن است و مفهوم حجاب و اثر آن با اضافه کردن و حذف کردن این قسمت کاملًا عوض میشود.