مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٥ - ١ سیره مسلمین
پوشش وجه و کفین نیز به سیره مسلمین تمسک شده است.
در جواب این استدلال باید یک نکته تاریخی و اجتماعی را مورد دقت قرار دهیم.
آن نکته این است که اگرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد ولی در ملل غیرعرب به شدیدترین شکل رواج داشت.
در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی میکردند حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام میخواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین هم پوشیده میشد، بلکه در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زینت زن و چهره زن نبود، سخن از پنهان کردن زن و به اصطلاح «قایم» کردن زن بود و این فکر به صورت عادت سفت و سختی درآمده بود. اسلام گرچه پوشانیدن وجه و کفین را واجب نکرد ولی تحریم هم نکرد، یعنی اسلام علیه پوشانیدن چهره قیام نکرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و در نتیجه ملتهای غیرعرب که مسلمان شدند از همان عادت و رسم دیرین خود تبعیت کردند. اسلام با رسم پوشیدن چهره جز در مورد احرام مخالفت نداشت بلکه همانطور که قبلًا تذکر دادیم استثنای وجه و کفین یک رخصت تسهیلی است.
رجحان اخلاقی تستّر تا حد امکان، مورد توجه اسلام است. علیهذا فرضاً سیرهای وجود داشته باشد دلیل بر وجوب پوشیدن وجه و کفین نمیشود.
به علاوه چنین سیرهای در زمان پیغمبر و صحابه و در زمان ائمه اطهار وجود نداشته است. آنچه از زوایای تاریخ به دست میآید این است که سیره مسلمین در قرون اولیه اسلام با سیره آنها در قرون بعدی- مخصوصاً پس از اختلاط ملت عرب با ملتهای دیگر و بالاخص پس از تأثر از رسوم و عادات امپراطوری روم شرقی از یک طرف و رسوم ایرانی از طرف دیگر- بسیار متفاوت بوده است تا آنجا که برای بسیاری از مورخان غربی که از متون اسلامی اطلاع صحیحی ندارند این توهم پیش آمده که اساساً اسلام دستوری درباره پوشش نداده است و همه اینها از خارج دنیای اسلام به میان مسلمین سرایت کرده است و ما در بخش اول این کتاب سخنانشان را نقل کردیم.
و البته همانطور که قبلًا تذکر دادیم این سخن یاوهای بیش نیست. اسلام دستورهای اکید درباره پوشش دارد و فلسفه خاصی را هم درنظر گرفته است.
پس اولًا چنین سیره مستمرّهای وجود نداشته است، و ثانیاً فرضاً چنین سیرهای در میان مسلمین وجود میداشت دلیل نبود مگر آنکه ثابت شود عمل خود معصومین هم بر همین منوال بوده که البته آن هم ثابت نیست بلکه از بعضی روایات گذشته معلوم