مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - عواطف مذهبی جامعه ایرانی
هر چیز را اگر انکار کنیم، این قابل انکار نیست که الآن هم نیرومندترین عاطفهای که بر روحیه ملت ایران حکومت میکند عاطفه مذهبی اسلامی است. بگذریم از عده بسیار معدودی که قید همه چیز را زدهاند و از هر بیبندوباری و هرج و مرج طرفداری میکنند، اکثریت قریب به اتفاق این مردم پابند مقررات مذهبی میباشند.
تحصیل و درس خواندگی برخلاف پیش بینیهایی که از طرف عدهای میشد، نتوانست میان این ملت و اسلام جدایی بیندازد. برعکس، با اینکه تبلیغات مذهبی صحیح کم است و بعلاوه تبلیغات استعماری ضد مذهب زیاد است، درس خواندگان و تحصیل کردگان به نحو روزافزونی به سوی اسلام گرایش پیدا کردهاند.
اکنون میپرسم این قوانین با این زمینه روانی که خواه ناخواه وجود دارد چگونه سازگار میشود؟ یعنی وقتی قانون عرف مطابقه با حکم صریح شرع اسلام نداشته باشد چگونه نتیجهای گرفته میشود؟.
فرض کنید زنی در اثر اختلافها و عصبانیتها به محکمه رجوع کرد و علیرغم رضای شوهر حکم طلاقش صادر شد و سپس به عقد ازدواج مرد دیگری درآمد. این زن و شوهر جدید در عین اینکه خود را به حکم قانون عرف زن و شوهر میدانند، در عمق وجدان مذهبی خود، خود را اجنبی و بیگانه و آمیزش خود را نامشروع و فرزندان خود را زنازاده و خود را از نظر مذهبی مستحق اعدام میدانند.
در این حال فکر کنید چه وضع ناراحت کنندهای از نظر روانی برای آنها پیش خواهد آمد، دوستان و خویشاوندان مذهبی آنها با چه چشمی به آنها و فرزندان آنها نگاه خواهند کرد؟ ما که نمیتوانیم با تغییر و وضع قانون وجدان مذهبی مردم را تغییر بدهیم. متأسفانه یا خوشبختانه وجدان اکثریت قریب به اتفاق این مردم از عاطفه مذهبی فارغ نیست.
شما اگر متخصص حقوقی و روانی از خارج بیاورید و مشاوره کنید و بگویید ما چنین قوانینی میخواهیم وضع کنیم اما زمینه روانی اکثریت مردم ما این است و این، ببینید آیا در همچو زمینهای نظر موافق خواهد داد؟ آیا نخواهد گفت این کار هزاران ناراحتیهای روحی و اجتماعی تولید میکند؟.
مقایسه این گونه قوانین با قوانین جزایی از لحاظ میزان آثار سوئی که به بار میآورد بسیار غلط است. تفاوت میان آنها از زمین تا آسمان است. ضربهای که از ناحیه تغییر و تعطیل قوانین جزایی وارد میشود متوجه اجتماع است و فقط افراد