مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - فزونی عدد زنان بر مردان
فرزندان خود مانند بردگان کار میکشیده است و احیاناً فرزندان خود را میفروخته است. منشأ بردگی بسیاری از افراد اسارت در جنگ نبوده است بلکه پدران آنها، آنها را به بازار آورده و فروختهاند.
این جهت میتواند علت تعدد زوجات واقع شود، زیرا مرد تنها با قبول همسری رسمی زن میتواند از مزیت کثرت اولاد بهرهمند شود. معشوقه گیری و زن بازی آزاد نمیتواند این مزیت را برای مرد تأمین کند. ولی چنانکه میدانیم این علت را به همه مواردی که تعدد زوجات وجود داشته است نمیتوان تعمیم داد.
فرضاً ملل ابتدایی به این منظور زنان متعدد میگرفتهاند، همه ملل اینطور نبودهاند. در دنیای قدیم رسم تعدد زوجات در میان طبقاتی معمول بود که با تجمل و تعین و تشخص زندگی میکردند و معمولًا پادشاهان، امیران، سرداران، روحانیون و بازرگانان متعین زنان متعدد داشتهاند و چنانکه میدانیم این طبقات از وجود زنان و فرزندان زیاد خود بهره اقتصادی نمیبردهاند.
عامل عدد و عشیره
علاقه به کثرت فرزند و توسعه نفوس فامیل نیز به نوبه خود عامل دیگری بوده برای تعدد زوجات. یکی از جهاتی که زن و مرد را در وضع متفاوتی قرار میدهد این است که عدد فرزندانی که یک زن میتواند تولید کند بسیار معدود و محدود است، خواه تک شوهر باشد یا چندشوهر، اما عدد فرزندانی که مرد میتواند تولید کند بستگی دارد به تعداد زنانی که در اختیار دارد. ممکن است یک مرد به تنهایی از صدها زن هزارها فرزند از نسل خود تولید کند.
در دنیای قدیم بر خلاف دنیای امروز عدد و عشیره عامل اجتماعی مهمی به شمار میرفته است. قبایل و طوایف از هر وسیلهای برای تکثیر عدد و جلوگیری از کاهش آن استفاده میکردهاند. یکی از افتخارات آن مردم افتخار به کثرت عدد افراد قبیله بوده است. بدیهی است که تعدد زوجات یگانه وسیله تکثیر عدد بوده است.
فزونی عدد زنان بر مردان
آخرین عامل تعدد زوجات که ضمناً مهمترین عوامل است، فزونی عدد زنان بر عدد مردان بوده است. موالید دختران از موالید پسران زیادتر نبوده و نیست. احیاناً اگر