مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩ - فرضیه ها
و هم مسرت و صفا و صمیمیت و سعادتی که تنها در اثر ادامه پیوند زناشویی و یکی شدن و یکی دانستن دو روح پیدا میشود نادیده گرفته شده است. این فرضیه ناپخته ترین و ناشیانه ترین فرضیهها در این زمینه است.
٢. اینکه ازدواج یک پیمان مقدس است، وحدت دلها و روحهاست و باید برای همیشه این پیمان ثابت و محفوظ بماند و طلاق از قاموس اجتماع بشری باید حذف شود. زن و شوهری که با یکدیگر ازدواج میکنند، باید بدانند که جز مرگ چیزی آنها را از یکدیگر جدا نمیکند.
این فرضیه همان است که کلیسای کاتولیک قرنهاست طرفدار آن است و به هیچ قیمتی حاضر نیست از آن دست بردارد.
طرفداران این فرضیه در جهان رو به کاهشاند. امروز جز در ایتالیا و در اسپانیای کاتولیک به این قانون عمل نمیشود. مکرر در روزنامهها میخوانیم که فریاد زن و مرد ایتالیایی از این قانون بلند است و کوششها میشود که قانون طلاق به رسمیت شناخته شود و بیش از این ازدواجهای ناموفق به وضع ملالت بار خود ادامه ندهند.
چندی پیش در یکی از روزنامههای عصر مقالهای از روزنامه دیلی اکسپرس تحت عنوان «ازدواج در ایتالیا یعنی بندگی زن» ترجمه شده بود و من خواندم. در آن مقاله نوشته بود: در حال حاضر به واسطه عدم وجود طلاق در ایتالیا عملًا افراد بسیاری از مردم به صورت نامشروع روابط جنسی برقرار میکنند. طبق نوشته آن مقاله: «در حال حاضر بیش از پنج میلیون نفر ایتالیایی معتقدند که زندگی آنها چیزی نیست جز گناه محض و روابطنا مشروع».
در همان روزنامه از روزنامه فیگارو نقل کرده بود که ممنوعیت طلاق مشکل بزرگی برای مردم ایتالیا به وجود آورده است: «بسیاری تابعیت ایتالیا را به همین خاطر ترک کردهاند. یک مؤسسه ایتالیایی اخیراً از زنان آن کشور نظر خواسته است که آیا اجرای مقررات طلاق بر خلاف اصول مذهبی است یا نه؟ ٩٧ درصد از زنان به این پرسش پاسخ منفی دادهاند».
کلیسا در نظر خود پافشاری میکند و به تقدس ازدواج و لزوم استحکام هرچه بیشتر آن استدلال میکند.
تقدس ازدواج و لزوم استحکام و خلل ناپذیربودن آن مورد قبول است، اما به شرطی که عملًا این پیوند میان زوجین محفوظ باقی مانده باشد. مواردی پیش میآید