مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - رسوم جاهلیت که در اسلام منسوخ شد
این شرط که تو هشت سال برای من کار کنی و اگر دل خودت خواست دو سال دیگر هم اضافه کن، ده سال برای من کار کن. موسی قبول کرد و به این ترتیب موسی داماد شعیب شد. اینچنین رسمی در آن زمان بوده و ریشه این رسم دو چیز است: اول نبودن ثروت. خدمتی که داماد به زن یا پدر زن میتوانسته بکند غالباً منحصر به این بوده که برای آنها کار کند. دیگر رسم جهاز دادن. جامعه شناسان معتقدند که رسم جهاز دادن به دختر از طرف پدر، یکی از رسوم و سنن کهن است. پدر برای اینکه بتواند جهاز برای دختر خود فراهم کند داماد را اجیر خود میکرد و یا از او پولی دریافت میکرد. عملًا آنچه پدر از داماد میگرفت به نفع دختر و برای دختر بوده است.
به هر حال در اسلام این آیین منسوخ شد و پدر زن حق ندارد مهر را مال خود بداند، هرچند هدف و منظورش این باشد که آن را صرف و خرج دختر کند. این خود دختر است که اختیار آن مال را دارد که به هر نحو بخواهد مصرف کند. در روایات اسلامی تصریح شده که این گونه مهر قرار دادن در دوره اسلامیه روا نیست.
در زمان جاهلیت رسوم دیگری نیز بود که عملًا موجب محروم بودن زن از مهر میشد. یکی از آنها رسم ارث زوجیت بود. اگر کسی میمرد وارثان او از قبیل فرزندان و برادران همان طوری که ثروت او را به ارث میبردند، همسری زن او را نیز به ارث میبردند. پس از مردن شخص، پسر یا برادر میت حق همسری میت را باقی میپنداشت و خود را مختار میدانست که زن او را به دیگری تزویج کند و مهر را خودش بگیرد و یا او را بدون مهر جدیدی و به موجب همان مهری که میت قبلًا پرداخته زن خود قرار دهد.
قرآن کریم رسم ارث زوجیت را منسوخ کرد، فرمود: «یا ایهَا الَّذینَ امَنوا لا یحِلُّ لَکمْ انْ تَرِثُوا النِّساءَ کرْهاً» [١] ای مردمی که به پیغمبر و قرآن ایمان دارید، باید بدانید که برای شما روا نیست که زنان مورثان خود را به ارث ببرید در حالی که خود آن زنان میل ندارند که همسر شما باشند.
قرآن کریم در آیه دیگر بهطور کلی ازدواج با زن پدر را قدغن کرد هرچند به صورت ارث نباشد و بخواهند آزادانه با هم ازدواج کنند. فرمود: «وَلا تَنْکحوا ما نَکحَ
[١]. نساء/ ١٩.