مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - افلاطون و ارسطو، رو در روی یکدیگر
افلاطون معتقد است همان طوری که به مردان تعلیمات جنگی داده میشود به زنان نیز باید داده شود، همان طوری که مردان در مسابقات ورزشی شرکت میکنند زنان نیز باید شرکت کنند.
اما دو نکته در گفته افلاطون هست: یکی اینکه اعتراف میکند که زنان از مردان چه در نیروهای جسمی، چه در نیروهای روحی و دماغی ناتوان ترند؛ یعنی تفاوت زن و مرد را از نظر «کمّی» اعتراف دارد، هرچند مخالف تفاوت کیفی آنها از لحاظ استعدادهاست. افلاطون معتقد است استعدادهایی که در مردان و زنان وجود دارد مثل یکدیگر است؛ چیزی که هست زنان در هر رشتهای از رشتهها از مردان ناتوان ترند و این جهت سبب نمیشود که هر یک از زن و مرد به کاری غیر از کار دیگری اختصاص داشته باشند.
افلاطون روی همین جهت که زن را از مرد ضعیفتر میداند، خدا را شکر میکند که مرد آفریده شده نه زن. میگوید: «خدا را شکر میکنم که یونانی زاییده شدم نه غیر یونانی، آزاد به دنیا آمدم نه برده، مرد آفریده شدم نه زن».
دیگر اینکه افلاطون آنچه در موضوع بهبود نسل، پرورش متساوی استعدادهای زن و مرد، اشتراکیت زن و فرزند و غیره گفته، همه مربوط است به طبقه حاکمه، یعنی فیلسوفان حاکم و حاکمان فیلسوف که وی آنها را منحصراً شایسته حکومت میداند.
چنانکه میدانیم افلاطون در روش سیاسی مخالف دموکراسی و طرفدار اریستوکراسی است. آنچه افلاطون در زمینههای بالا گفته مربوط است به طبقه اریستوکرات، و در غیر طبقه اریستوکراتطور دیگری نظر میدهد.
افلاطون و ارسطو، رو در روی یکدیگر
بعد از افلاطون، کسی که آراء و عقایدش در دنیای قدیم در دست است، شاگرد وی ارسطوست. ارسطو در کتاب سیاست عقاید خویش را در باره تفاوت زن و مرد اظهار داشته و با عقاید استاد خود افلاطون سخت مخالفت کرده است. ارسطو معتقد است که تفاوت زن و مرد تنها از جنبه «کمّی» نیست، از جنبه کیفی نیز متفاوتند. او میگوید:
نوع استعدادهای زن و مرد متفاوت است و وظایفی که قانون خلقت به عهده هر یک از آنها گذاشته و حقوقی که برای آنها خواسته، در قسمتهای زیادی با هم تفاوت دارد. به عقیده ارسطو فضایل اخلاقی زن و مرد نیز در بسیاری از قسمتها