بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٠٩ -           ب ـ ٢ ـ سنت
قاعده ى امر به معروف و نهى از منكر كه از اصول مهم اعتقادى دينى است و اثر مثبت اجتماعى فراوانى نيز دارد نه تنها تعطيل مى شود، بلكه امر به منكر و نهى از معروف رونق مى گيرد.[١]
از ديدگاه اجتماعى هرج و مرج همه جا را فرا مى گيرد.[٢] به گونه اى كه مردم آرزوى مرگ مى كنند و هيچ روزنه ى اميدى به آينده در دل ها سوسو نمى زند.[٣]گرفتارى هاى كوچك و بزرگ از هر سو آن ها را احاطه كرده است ترس و وحشت بر آن ها چيره شده[٤]اختلاف ها وتفرقه ها جامعه را فرا گرفته است، در اثر اين اختلافات فتنه ها يكى پس از ديگرى سر بر مىكشد كه خود دامن گير جامعه مى شود.[٥]
وضعيت اقتصادى بهتر از وضعيت اخلاقى و اجتماعى نيست. وقتى بحران هاى اجتماعى در جامعه بى داد كند، وضعيت معيشت مردم سخت و طاقت فرسا مى شود. كانون هاى اقتصادى يكى پس از ديگرى از جريان جامعه حذف مى شوند. در اين صورت تنها راه ادامه حيات غارت و چپاول اموال مردم مى شود كه از آن زمان همين گونه توصيف شده است.[٦] احتكار امرى پسنديده خواهد بود. نه تنها مردم به آن اقدام خواهند كرد بلكه حاكمان ستم گر كه حاكميت بر مردم دارند دست به احتكار خواهند زد[٧] و اين امرى پسنديده تلقى شده و رونق مى گيرد.[٨]مردم در داد و ستدها عدالت را اجرا نخواهند كرد. غل و غش و كم فروشى امرى عادى مى شود.[٩] ملاك برترى تقوى و تقرب به خدا نخواهد بود بلكه دارايى، در رفاه و آسايش بودن است. انسان دارا به مراتب از انسان دين دار عزيزتر است.[١٠]وقتى غايت جامعه كسب دارايى باشد طبيعى است دارا بودن ارزش بيشترى خواهد داشت و حكومت در قبال دارايى به مزايده گذاشته خواهد شد[١١] و رييس چنين جامعه اى بايد داراترين باشد و راه دست يابى به آن را هموار كند و هميشه دارايى در دست عده ى اندكى خواهد بود . براى روند اين جريان نياز به ظلم و ستم خواهد بود و حاكمان چاره اى جز ظلم كردن ندارند.[١٢]
[١]ـ المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارلانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ٢ .
[٢]ـ المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، باب ١، ح ٣٧، الخامس .
[٣]ـ ابو حمزه ثمالى از امام باقر (عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: « يا ابا حمزة لا يقوم القائم (عليه السلام) الاّ على خوف شديد... و اختلاف شديد بين الناس، و تشتُّت فى دينهم و تغيُّر من حالهم حتّى يتمنّى المتمنّى الموتَ صباحاً و مساء من عُظْم ما يرى مِن كَلَبِ الناس، و اَكلِ بعضهم بعضاً ». ( النعمانى، محمدبن ابراهيم، الغيبة، باب ١٣، ح ٢٢).
[٤]ـ ابوبصير از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود: «لابدّ ان يكونَ قُدَّام القائم سَنَةٌ يجوعُ فيها الناس و يُصيبُهم خوفٌ شديدٌ مِن القتل نقص مِن الاموال...» (النعمانى، محمدبن ابراهيم، الغيبة، باب ١٤، ح ٦).
[٥]ـ المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، باب ١، ح ٣٧ ، الخامس .
[٦]ـ همان .
[٧]ـ در حديث حمران از ابوعبدالله (عليه السلام) آمده است كه آن حضرت فرمود: « رأيتَ السلطان يحتكر الطعام و رأيتَ أموال ذوى القربى تقسيم فى الزور...» (المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ١٤٧).
[٨]ـ مجلسى، [علامه] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ١٤٧.
[٩]ـاز ابوعبدالله (عليه السلام):« و رأيتَ الرجل اذا مرّ به يوم و لم يكسب فيه الذنب العظيم، من فجور او بخس مكيال او ميزان، أو غشيان حرام، أو شرب مسكر كثيباً حزيناً يحسب أن ذلك اليوم عليه وضعية من عمره» (المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحار الانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ١٤٧).
[١٠]ـ در توصيف جامعه ى قبل از قيام قايم، ابوعبدالله (عليه السلام) مى فرمايد: « كان صاحب المال اعزّ من المؤمن » (مجلسى، [علامه] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ١٤٧).
[١١]ـ در ادامه ى روايت پيشين امام ابوعبدالله (عليه السلام) مى فرمايد: «و رأيتَ الولاة يقربون اهل الكفر و يباعدون أهل الخير، و رأيتَ الولاة يرتشون فى الحكم، و رأيتَ الولاية قبالة لمن زاد» .
[١٢]ـ در حديث نزال بن سبرة حضرت على (عليه السلام) درجواب سؤال صعصعة بن صوحان كه پرسيد:« متى يخرج الدجال؟ » فرمود: از جمله علامت آن اين است:«و الظلم فخراً و كانت الامراء فجرة و الوزراء ظلمة.»(المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ٢٦).