بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٨٣ -           ب) جامع نگرى اسلام
٥ ـ حقوق بين المللى و همبستگى جهانى .
ما معتقديم كه سرانجام، بشريت فرمانبر اسلام خواهد شد و جهان در آينده، قلمرو اسلام خواهد گشت، و گواه ما آنكه اين آئين، راه زندگى و كمال است .
مى گوييم راه زندگى، زيرا كليه لوازم يك زندگى اجتماعى سعادتمندانه، بصورت مقرراتى متين و محكم، پيوسته و غيرقابل انفكاك، در برنامه آن گنجانيده شده و موجود است. و همين مقررات است كه زواياى مختلف زندگى بشر را اداره مى كند، و به نيازمنديهاى گوناگون وى پاسخ مى دهد، و نيروهاى انسانى او را در راههاى صحيح و ضرورى مصروف مى سازد».[١]
از آنجا كه برنامه ى اسلام كامل و همه جانبه است و برنامه ى فراگير وگسترده اى را كه زيربناى نظام زندگى انسان هاست، پيشنهاد مى كند، نيازمندىهاى بشربه آن برنامه ها به گونه اى است كه نمى تواند روزگار درازى خود را از اسلام، بى نياز دانسته و نسبت به آن بى تفاوت باشد. چرا كه ناتوانى بشردر شناخت ماهيت،طبيعت وسرشت انسان،موضوعى نيست كه فقط قرآن به آن تصريح كرده باشد، بلكه،تمدن مادى امروز غرب كه داعيه ى اداره ى جامعه ى جهانى تحت عنوان نظم نوين جهانى به رهبرى آمريكا را دارد، پس از آن همه ى تلاش همه جانبه درجهت اداره ى جامعه ى انسانى با تكيه بر عقل جزء بشرى و انديشه هاى سكولاريستى و اومانيستى[٢] به بن بست رسيده است. بطورى كه بسيارى
[١]ـ سيدقطب، آينده در قلمرو اسلام، (ترجمه ى آيت الله سيدعلى خامنه اى)، هجرت، قم، ١٣٤٧ ش، ص ص ٢٢ ـ ١٩ .
[٢]ـ omanism :(انسان مدارى) هويت فرهنگى عصر جديد غرب است. بر اساس اين اصل، انسان مدار و محور همه چيز است و خالق ارزشها و ملاك تشخيص خير و شرّ است;در واقع انسان جاى خدا مىنشيند و قادر است بدون مدّ نظر قراردادن دين و ارتباط با ماوراى طبيعت مشكلات زندگى و دنياى خود را حل و فصل كند. بر پايه ى اين اصل، انسان با دو اهرم عقل و علم ديگر نيازى به دين ندارد. بنابراين اومانيسم كه نوعى انسان محورى است در مقابل مكتب دين كه بر اساس خدامحورى مى باشد قرار گرفته است.