سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٢٧ - مصاحبه ها
من اين نوشتهها را به وسيله وى خدمت امام فرستادم. يادم هست كه پس از دو، سه روز امام به منزل ما تشريف آوردند به عنوان بازديد از همان مهمان ما. من هم مشغول پذيرايى بودم و به داخل اتاق رفت و آمد مىكردم. بعد كه حاجآقا تشريف بردند، ديدم كه نوشتجات مرا آوردهاند. از مهمانمان پرسيدم: در مورد اين نوشتهها حاج آقا چه فرمودند؟ يك تعبيرى ايشان فرمودند كه اگر بخواهم عين آن را بگويم شايد براى بعضى قابل پذيرش نباشد و اگر بخواهم غير آن را بگويم كذب است. ايشان (بر حسب نقل مهمان ما) فرموده بودند: من نوشتجات فلانى را مطالعه كردم. ايشان پرسيده بودند: اين نوشتهها چطور است؟ حاج آقا فرموده بودند: من خودم كه گوينده اين درس هستم شايد به اين خوبى نتوانم ضبط كنم.
اين عبارتى بود كه ايشان در آن زمان فرموده بودند. به هر حال سالها تحصيل ما در خدمت مرحوم آيتالله العظمى بروجردى و امام بزرگوار ادامه يافت و حدود يازده سال در درس مرحوم آيتالله بروجردى و مجموعاً حدود نه سال تمام در درسهاى فقه و اصول امام بزرگوار شركت داشتم.
در اين خلال مسئله فلسفه و حكمت مطرح بود. اينجا بود كه استاد بزرگوار علامه طباطبايى تدريس منظوم سبزوارى داشتند. ما يك قسمت را در اين درس شركت كرديم و بعد از اتمام آن، ايشان به تدريس منظومه ادامه ندادند و كتاب اسفار را شروع كردند. سالهاى چندى در بحث اسفار مرحوم استاد علامه طباطبايى شركت كرديم و از محضر پرفيض ايشان بهره برديم. آنچه در فلسفه تحصيل كردم- از قسمتهاى مهم اسفار- در خدمت ايشان بود.