سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٣٧ - مصاحبه ها
علميه قم كه در بين آنها آيتالله منتظرى، آيتالله مشكينى و بزرگان ديگر نظير مرحوم ربانى شيرازى- قدّس سرّه- وجود داشتند، مرجعيت امام را امضا كردند و بلكه نه تنها مرجعيت را، در كثير عباراتى كه هر يك از آنها مستقلًا در باره مرجعيت امام نوشتند به مسئله امامت و رهبرى امام اشاره شده بود كه اين فوق مسئله مرجعيت بود. پس از انتشار اين اعلاميه سازمان امنيت ديد كه عجب اشتباهى كرد! او فكر كرده بود كه اوضاع آرامش پيدا كرده و ديگر كسى دست از پا خطا نمىكند و مسئلهاى وجود ندارد؛ اما يكمرتبه با انتشار چنين اعلاميهاى مواجه شد.
اولًا؛ اثر اين اعلاميه از نظر توده مردم به لحاظ اينكه اين امضاكنندگان نخبههاى حوزه علميه قم بودند و مورد تصديق و اعتماد اكثر طلاب آگاه حوزه علميه قم بودند، عكسالعملش اين شد كه مسئله مرجعيت امام كاملًا تثبيت شد؛ يعنى هر كجا كه اين اعلاميه منتشر يا بالاى منبر قرائت مىشد، ديگر از نظر بينندگان و شنوندگان ترديدى در مرجعيت امام باقى نمىماند و همين معنا بود كه سازمان امنيت روى آن حساسيت شديد پيدا كرد تا اينكه تصميم گرفت اين امضاكنندگان را با شكنجه و ناراحتيهاى خود آشنا كند. پس از مدتى در يك جلسه كميسيون امنيت در فرماندارى قم تصويت شد كه ٢٥ نفر بايد تبعيد شوند؛ از جمله آيتالله منتظرى بود كه ايشان به طبس تبعيد شد. جناب آقاى مشكينى بود كه ايشان به ماهان كرمان تبعيد شد. مرحوم ربانى شيرازى بود كه ظاهراً در بار اول به سردشت تبعيد شد. بنده هم به سهم خودم به بندر لنگه تبعيد شدم. در بحبوحه تابستان، ما را گرفتند و به بندر لنگه منتقل كردند. البته در بين راه به