سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٦٢ - مصاحبه ها
فرمودهاند. من بدون كوچكترين سابقهاى از درس، از طرز بيان و كيفيت القاء مطالب ايشان، در درس معظّمله شركت كردم و پس از چند روز احساس كردم گمشدهاى را كه مدتها به دنبال آن به هر درى مىزدم، پيدا كردهام. ايشان با بيان جالب و فكر صائب خود، بدون هيچگونه اعوجاج و هيچگونه انحرافى از اصل مطلب، آنهم با تسلّط كاملى كه در فنون مختلف مخصوصاً در فلسفه و عرفان و مسائل ديگر داشتند و با توجه به وجود ارتباط كامل ميان بعضى از مسائل اصول و فلسفه، مطلب را طورى القا مىفرمودند كه چون آفتاب براى انسان روشن مىشد.
نور علم: در مورد درس مرحوم آيتالله بروجردى نكاتى وجود دارد كه يكى از آنها طرز استفاد ايشان از متون اهل سنت است، اعم از روايى و فقهى كه الآن نيز در پارهاى از موارد معمول است و يكى ديگر نحو توجه ايشان به اصول و مسائلى است كه در اين زمينه مطرح مىشود و نكت سوم مسئل رياست معظّمله بر جهان اسلام است كه ممكن است جنابعالى خاطراتى در اين زمينه داشته باشيد؛ به خصوص مسئل دارالتقريب كه در زمان ايشان با هدف نزديك ساختن مذاهب اسلامى به يكديگر و ايجاد تفاهم در ميان آنها فعاليت مىكرد. پيرامون اين مسائل توضيحاتى بفرماييد.
اما در مورد نكته اول، خصوصيّت بحث فقهى آيتالله بروجردى اين بود كه مسائل فقهى را ريشهيابى مىكردند و به همان كيفيتى كه در زمان ائمه- عليهم السلام- و يا قدماى فقها مطرح بود، عرضه مىكردند و به عبارت روشنتر از نظر ايشان مىبايست سابقه تاريخى مسائل و اينكه آن مسائل در چه جوّى و با چه خصوصيّتى مطرح شده، براى فقيه روشن باشد؛ زيرا اگر اين مسائل همينطورى چشم بسته و بدون آشنايى با خصوصيات بالا مطرح شده و روايات مربوط به آنها تحت بررسى قرار گيرد، چه بسا كه چنين برخوردى نتواند ما را به