سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٠٤ - مصاحبه ها
گرفت و مسائل ديگر تحت الشعاع آن واقع شدند؛ زيرا آن جنگ شوم با هدف متلاشى ساختن كيان نظام و از بين بردن حيثيّت حكومت اسلامى شروع شده بود. اين بود كه ما از كليه مسائل و مشكلاتى كه داشتيم براى مدتى چشمپوشى كرديم و همه امكانات و نيروهايمان را براى مقابله با خطر جدّى و هولناك جنگ اختصاص داديم.
حالا كه بحمدالله تا حدّى آرامشى پيدا شده، اگرچه سرنوشت ما در اين زمينه هنوز روشن نشده ولى خوب بالأخره اين فرصت براى ما پيش آمده كه به مشكلات گذشته عطف نظرى كنيم و تا حدودى در جبران آن بكوشيم البته اين اشتباهات در آن حد نبودند كه اشتباهى اساسى و غيرقابل جبران به حساب بيايند بلكه اشتباهاتى بودند جزئى و قابل رفع، از اين قبيل كه گاهى مديرانى بىصلاحيت براى پارهاى از پستها گمارده مىشدند و گاهى در تصميمگيريها اشتباه مىشده و بعضى جهات ديگر؛ ولى به نظر من اشتباه اساسى و خيلى مهم، به طورى كه مثلًا بتوانيم آن را با اصل ارزش انقلاب مقايسه كنيم، چنين اشتباهى تاكنون براى انقلاب پيش نيامده است. هدف انقلاب ما، برقرارى حكومت اسلامى در قالب تفكرات تشيّع بود. حكومتى كه از قدرت مديريت تحسين برانگيزى برخوردار بوده و توانايى پيشبرد جامعه با حفظ محاسن تمدن جديد و با توجه به معنويات اسلام را داشته باشد كه بحمدالله ما در اين هدف موفق شدهايم و واقعاً يكى از مهمترين دستاوردهاى انقلاب همين است و من روى اين معنا خيلى تكيه مىكنم و به اعتقاد من از صدر اسلام گرفته تا امروز چنين موفقيتى كه اسلام در سطح بين الملل مطرح شود به دست نيامده بود.
خلاصه، انقلاب اسلامى ما در راه رسيدن به اهداف اصلى خود