سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٤٠ - مصاحبه ها
قيمت كمترى بخرند؛ چون مخارج شخصى را از مال خودشان تهيه مىكردند و آنهم محدود بود. از اين رو در مضيقه بودند.
دورى از تظاهر
در عين حال كه مرد زاهدى بودند، از تظاهر به تقدس و زهدمآبى اجتناب مىكردند. ظاهر ايشان هيچ بيانگر قدس و زهد ايشان نبود حتى انگشتر كه معمول افراد مقدس است، در دست نمىكردند.
پذيرايى از مهمان
مقيد بودند كه خيلى خوب از مهمان پذيرايى كنند. ايشان در سال دو نوبت مهمانى داشت. من در برخى از آنها بودم. دراين مهمانيها از مهمان به گونهاى پذيرايى مىكرد كه من هنوز نظير آن را نديدهام. پذيرايىكنندگان موظّف بودند به مجرد اينكه چند لقمه از ظرف غذاى مهمان خالى شد فوراً آن را پر كنند تا هميشه بشقاب مهمان پر باشد و معلوم نشود هركس چقدر غذا خورده است كه احيانا خجالت بكشد.
رعايت ادب
فوقالعاده مؤدب بودند. دراين باره دو نمونه را ذكر مىكنم. معمول اين بود كه وقتى خدمت ايشان مىرسيديم، دست ايشان را مىبوسيديم؛ ولى گاهى مانع مىشدند كه دستشان را ببوسيم و هرچه اصرار مىكرديم، فايده نداشت. گاهى نه تنها مانع نمىشدند كه دستشان را جلو هم مىآورند.
اين مسئله براى من تا مدتى سؤال برانگيز شده بود كه سرّ اين كار چيست؟ تا اينكه با تكرار سرّ قضيه را فهميدم و معلوم شد آنگاه كه ما خودمان به اختيار خدمت ايشان مىرسيم، مانع از دست بوسيدن ما