سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٥٧٠ - آيت الله العظمى بروجردى
اين آرد بهتر از اين نمىشود. اگر آقا اجازه بدهند، آرد خوب تهيه مىكنم و نان مرغوب براى ايشان مىپزم. آمدم خدمت آيتالله بروجردى پيشنهاد نانوا را مطرح كردم. ايشان فرمودند: اين آرد مال ملك شخصى خودم است و حاضر نيستم آن را تعويض كنم و به همين نان از آرد خودم اكتفا مىكنم.
با اينكه چهار نفر بودند (خود ايشان و عيالشان و يك كلفت و يك نوكر) براى دو وعده اين چهار نفر در شبانه روز تنها شش سير گوشت مىخريدند.
موردى ديگر مرحوم پدرم گفتند: آيتالله بروجردى پادرد داشتند؛ به همين جهت يكى، دو سفر به آبگرم محلات رفتند. در يكى از اين سفرها كه مردم اطراف متوجه شدند، به ديدن ايشان آمدند؛ از جمله عده زيادى از فقرا هم آمده بودند كه آيتالله بروجردى به آنان كمك كند. ايشان ضمن دادن پول به فقرا، دستور فرمودند چند تا گوسفند بخرند و گوشت اينها را بين فقرا تقسيم كنند. پس از كشتن گوسفندان و تقسيم بين فقرا به اندازه نيمكيلو گوشت براى آيتالله بروجردى كنار گذاشته بودند تا يك وعده كباب براى ايشان تهيه كنند. سفرهانداخته شد. ماست و خيار را گذاشتند. دو، سه سيخ كباب هم كه از همان گوشت تهيه كرده بودند، خدمت ايشان گذاشتند. فرمود: اين كباب از كجاست؟ گفتند: از همين گوشت مقدارى فقط براى شما درست كردهايم. ايشان فرمود: من اين كباب را نمىخورم؛ اينها را بين فقرا تقسيم كنيد كه آنان بوى آن را شنيدهاند. ايشان همان ماست و خيار را تناول كردند.