سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٦٤ - مصاحبه ها
درسهاى خارج و دو سال هم در نجف خدمت امام بزرگوار و والد معظّمشان در بحث فقهى شركت كردند و در كنار اين هم، از بحثهاى اصولى مرحوم اخوى بزرگوارشان- كه جداً داراى موقعيت علمى بسيار بالايى بود و مىتوان گفت كه اخوى بزرگ ايشان از همه جهت جامع بود- خيلى استفاده كرد.
به تعبير خود ايشان يك سال و نيم در درس خارج شركت كردند. در بحث هم گاهى اشكالاتى به نظر ايشان مىآمد و مطرح مىكردند. ايشان نه تنها درس را كاملًا درك مىكردند بلكه در موارد مطرح شده در درس داراى نظر هم بودند. ظاهراً يك سال و نيم در درسهاى خارج ديگران شركت مىكردند و قبل از وارد شدن به درس خارج، در همان درس مكاسب- كه از سطوح عاليه است- در آن بحث هم در درس من شركت كردند.
مجموعاً پنج سال در درسهاى خارج فقه و اصول شركت كردند و با توجه به نبوغ و استعداد ايشان، پنج سال به منزله ده سال شركت ديگران در درسهاى خارج است. لذا با اينكه ايشان در مبارزه و آستانه پيروزى انقلاب و مسائل روز و بعد از پيروزى انقلاب و بعد هم مسائل جنگ، گرفتاريهاى فراوان داشتند، ارتباطشان با درس قطع نشده بود.
بعد از رحلت حضرت امام هم، كه تا حدّى مسئوليت ايشان كمتر شده بود، ارتباط ايشان با مسائل علمى برقرار بود. همين سال گذشته، از تهران به من تلفن كردند و يك عبارتى از عبارات مشكله كفايه را از من سؤال كردند. قبل از توضيح، پرسيدم: به چه مناسبت، شما به فكر اين عبارات افتاديد؟ گفتند: يك تدريس كفايه دارم و عدهاى هرروز