سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٣٣ - مصاحبه ها
هم متنوع بود. مطالعه ايشان منحصر به فقه و اصول و كتب روايى نبود؛ بلكه در تاريخ، رجال و ... مطالعه مىكرد. حتى از اول تا آخر گلستان سعدى را حاشيه زده بود، با اينكه فقيه و مرجع تقليد بود.
داستان عجيبى را خودم از ايشان شنيدهام كه نقل مىكنم: ايشان فرمودند: به سبب همين علاقه به مطالعه انواع و قسام چيزها، تصميم گرفتم كتاب مثنوى را مطالعه كنم. برنامه را طورى تنظيم كردم كه ظهرها بعد از ناهار و قبل از استراحت دقايقى به مطالعه آن بپردازم. مدتى به مطالعه مشغول بودم تا اينكه يك روز كه از اتاق ناهارخورى به اتاق استراحت مىرفتم تا مثنوى را مطالعه كنم، صدايى را شنيدم كه به من گفت: فلانى، مطالعه مثنوى را رها كن؛ تو را به جايى نمىرساند. از آن به بعد با اينكه به مطالعه مثنوى علاقه داشتم، آن را ترك كردم.
اين را خودم بدون واسطه از ايشان شنيدم. اگر با واسطه مىشنيدم باور آن برايم مشكل بود.
ايشان از نظر حافظه از عجايب روزگار بود. با آنكه پرمطالعه بود، همه آنچه را مىخواند، به خوبى در حافظه نگه مىداشت. شواهد آن بسيار است. نمونهاى را مىگويم كه براى خود من اعجابانگيز بود:
روزهاى پنجشنبه و جمعه اول آفتاب، بنده به همراه مرحوم آقا ميرزاحسن نورى، آقا سيد جعفر احمدى (داماد آيتالله بروجردى)، آقا سيد محمدحسن (پسر آيتالله بروجردى) و مرحوم آقا ميرزا مهدى صادقى به خدمت ايشان مىرفتيم. آيتالله بروجردى در باره رجال و اسانيد، مطالبى را به صورت رمز نوشته بودند. ايشان در اين روزها توضيح مىدادند و اين گروه به صورت تفصيلى آنها را در فيشهايى