سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٣١ - مصاحبه ها
در هر صورت با استقرار مرجعيت مطلق در ايشان، حوزه قم متحوّل شد؛ به گونهاى كه نجف را تحتالشعاع قرار داد؛ زيرا قم مركز مرجعيت بود و روز به روز فضلاى بيشتر جذب اين حوزه مىشدند.
ايشان به امور ظاهرى حوزه نيز توجه داشتند؛ از جمله مسئله امتحانات را پايهگذارى كردند كه تا آن زمان سابقه نداشت. هيئتى مسئول امتحانات بود. عدهاى از آنان مسئول امتحانات خارج و عدهاى ديگر هم امتحانات سطح را به عهده داشتند و بعد بر اساس اين امتحانات شهريه داده مىشد.
حوزه: مرحوم والد در تشكيلات آيتالله بروجردى چه سمتى داشتند؟
مرحوم والد ما ضمن اينكه جزء اصحاب استفتاى مرحوم آيتالله بروجردى بودند، خيلى مورد اعتماد ايشان بودند. به همين دليل، اگر مرحوم والد در باره مسائل حوزوى و ... نظرى مىدادند يا آيتالله بروجردى از ايشان نظرخواهى مىكرد، ترتيب اثر مىدادند. لذا پدرم براى طلاب واسطه خوبى بود جهت رفع حوائجى كه به آيتالله بروجردى مربوط مىشد. ممكن نبود طلبهاى مشكلى داشته باشد و به وسيله مرحوم پدرم حل نشود.
مرحوم پدرم در بيت آيتالله بروجردى سمت رسمى نداشت؛ ولى به سبب همين شدت اعتماد نوعاً مورد مشاوره ايشان قرار مىگرفت. داستانى در اين زمينه يادم آمد. مرحوم پدرم به من فرمود: يك وقت در اطراف يزد فردى بهايى به دست مسلمانى كشته شده بود و دادگاه حكم به اعدام قاتل داده بود. بهاييان زياد فعاليت مىكردند تا اين حكم در يزد اجرا شود و آنهم در روز نيمه شعبان! طبعاً اجراى حكم