سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٣٦ - مصاحبه ها
مبارزات سياسى را شروع كرديم؛ منتها مبارزات سياسى ما به صورت فردى نبود، بلكه به صورت يك جامعهاى به عنوان جامعه مدرسين بود كه از همان هنگام تأسيس به عنوان اينكه در دنبال امام و پيگيرى مبارزات امام قدم بردارد و فعاليت كند، شروع كرديم. لذا در تمام جهات و حوادث و در تمامى خصوصيات، ما همراه امام بوديم. در يكى از مواقعى كه مرا در سازمان امنيت تهران خواسته بودند- البته به عنوان مصاحبه- يكى از حرفهايى كه مأمور عالىرتبه سازمان به من مىگفت، اين بود كه در پرونده شما شايد متجاوز از دهها [١] اعلاميه در موارد مختلف وجود دارد كه همه آنها به امضاى شما هم رسيده. من هم نفى نكردم و گفتم كه: اتفاقاً تمام اين امضاها، امضاى خودم است و حتى احتمال جعل در يكى از اين اعلاميهها هم شما ندهيد! البته اين را به عنوان مطلب ديگرى گفتم كه شايد بعد اشاره كنم.
به هر حال در تمام مواقع، فعاليتها، اعلاميهها، اعزامها و غيره، ما به دنبال امام بوديم و در اين خلال مرتب از طرف سازمان امنيت تهديدها، احضارها و ناراحتيها برايمان به وجود مىآمد. تا اينكه بعد از وفات مرحوم آيتالله حكيم، كه تا حدّى اوضاع به نظر سازمان امنيت آرامش پيدا كرده بود و فكر مىكردند كه ديگر تا حدّى در مسئله موفقيت پيدا كردهاند، مسئله مرجعيت امام مطرح شد. در آن بحران كه تمام دستها كار مىكرد تا چيزى كه مطرح نباشد مسئله مرجعيت امام باشد، دوازده نفر از بزرگان و فضلا و مدرسين حوزه
[١]. در مجل پيام انقلاب «صدها» نوشته شده؛ اما ظاهراً اشتباه چاپى شده و «دهها» صحيح است.