سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٤٢ - مصاحبه ها
به طور شايسته رعايت نمىكرده است. اين خبر به آيتالله بروجردى مىرسد. ايشان به حدّى عصبانى مىشوند كه بلند مىشوند تا آقازاده را كتك بزنند! فرموده بودند: چرا بايد به خانه پسر من كسى رفت و آمد كند كه حجابش را درست رعايت نمىكند؟
ناراحتى شديد آن مرحوم از حكم اعدام يك مسلمان به دليل قتل يك بهايى، كه نقل كردم، نمونهاى از حساسيت دينى ايشان است.
روزى ايشان مىخواستند جايى بروند. من هم خدمت ايشان بودم. از در منزل كه بيرون مىآمدند، پيرمرد زائرى جلو آمد و افتاد به پاى ايشان كه اظهار ادب كند. آيتالله بروجردى اين كار را حرام مىدانست و معتقد بود: شرك است. از اين رو شديداً عصبانى شد و عصايش را محكم كوبيد به كمر پيرمرد. در همين حال فرياد مىزد: اين عمل شرك است؛ حرام است و ... بعد چند قدمى كه رفتند، برگشتند و پيرمرد را خواستند. ابتدا با نرمى به او فرمودند: اين كار اشتباه و شرعاً حرام است. بعد دستور دادند به پيرمرد پول بدهند. يادم هست آنچه به دستور آقا براى جبران ناراحتى پيرمرد دادند، بسيار زياد بود.
حوزه: آيتالله بروجردى ديدگاه روشنى در مسائل اجتماعى داشت. لطفاً دراين باره توضيح بدهيد.
به نظر من آيتالله بروجردى با اينكه آخوند قديمى بود و در محيط كوچكى مانند بروجرد بيشتر عمر علمى خود را گذارنده بود، واقعاً آدم روشنفكرى بود. آثار روشنفكرى ايشان زياد است؛ از جمله:
اعزام مبلّغ به خارج
مى دانيد تا آن زمان اعزام مبلّغ به خارج از كشور هيچ مرسوم نبود.