سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٠٣ - مصاحبه ها
نشده بود، از همان آغاز مواجه با اشكالاتى بود. من داستانى را كه شايد در جريان آن تنها من حضور داشتم، به عنوان نمونه و براى روشن شدن مطلب عرض مىكنم:
در اوايل حكومت دولت موقّت كه هنوز امام در قم تشريف داشتند، خدمت ايشان شرفياب شدم و گفتم: با توجه به آشنايى قبلى از روحيات آقاى بازرگان، روشن است كه او به روحانيت و هيچ فردى از افراد آن و فكر مىكنم حتى به شخص شما نيز اعتقادى ندارد و با توجه به اين سابقه، حضرتعالى چگونه اجازه داديد كه ايشان در رأس دولت، زمام كشور اسلامى را به دست بگيرند؟ فرمودند: فلانى من هم نظرم همين است؛ ولى ما الآن افرادى را براى جايگزين اينها نداريم و الا شخصاً معتقدم كه اينها به درد حكومت و نظام اسلامى نخواهند خورد. انشاء الله روزى برسد كه ما افراد صالح و لايقى پيدا كرده، جايگزين اينها كنيم.
انقلاب چنان شتابزده و سريع مراحل تكاملى خود تا پيروزى را طىّ كرد كه ما فرصت تهيه و تدارك كادر صالح و لازم براى اداره كشور پس از پيروزى انقلاب را پيدا نكرديم و الا مجبور نبوديم افرادى مثل بازرگان و بنىصدر را به عنوان نخستوزير يا رئيس جمهور انتخاب كنيم و آنها مأمور تشكيل دولت شوند كه مشكلات ديگرى نيز از همين رهگذر براى ما پيش آمد. اگر جنگ تحميلى پيش نيامده بود، به نظر من كليه آن مشكلات در همان اوايل پيروزى انقلاب حل مىشد و الآن ديگر با هيچ مشكلى مواجه نبوديم. متأسّفانه با پيش آمدن جنگ تحميلى، كليه افكار و تلاشها و امكانات و نيروهاى مملكتى در جهت جنگ و جبهه و مسائل مربوط به آن قرار