سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٩٤ - مصاحبه ها
همينطورى نشسته و فكر كرده و اين فتوا را داده باشد. چه بسا اين مسئله را در بحثها و درسهاى متعدّد خود با صدها تن از شاگردان خود زير و رو كرده و بدين نتيجه رسيده باشد. گذشته از همه اينها بر فرض مجتهدان يك عصر گردهم آمدند و خواستند در مورد مسئله يا مسائلى به طور اشتراكى فتوا بدهند و عدهاى از آنها در مورد مسئلهاى يك فتوا و عدهاى ديگر بر خلاف آن فتوا دادند، در اين صورت چه بايد كرد؟ آيا براساس اكثريت عمل كنيم كه اكثريت داشتن در اينگونه مسائل نقشى ندارد و يا بر اين اساس كه فرد يا افراد اعلم در كداميك از دو گروه قرار دارند؟ كه آن وقت به فتواى اعلم عمل كردهايم؛ نه فتواى اشتراكى و تشكيل جلسات مشورتى هرچند ممكن است در مسائل اجرايى به درد بخورد، اما در مسائل استنباطى به درد نمىخورد، مگر به صورت همان بحثهاى طلبگى باشد كه نوع اين اجتهادها مسبوق به آن است؛ يعنى يك مجتهد اول، بحث مىكند و سپس فتوا مىدهد.
نور علم: نظر شما در مورد پيام امام در مورد روحانيت چيست؟
پيام مهم امام خطاب به جامعه روحانيت در حقيقت حاوى رهنمودهاى مهمى در مورد روحانيت بود. استفاده من از پيام مذكور آن است كه امام روى چند موضوع، خيلى تكيه فرموده بودند:
١. طلاب و فضلاى انقلابى كه در دوران مبارزه با رژيم شاه نقش داشته و پس از پيروزى انقلاب هم زحماتى را متحمّل شده، در جبهه شركت كرده و مسائل مختلف ديگرى داشتهاند، در خط واحد و در مسير واحدى قرار بگيرند و اجازه ندهند كه اختلاف نظرها و اختلاف فكرها موجبات تشتّت آنان را فراهم آورد كه در اين صورت طبعاً