سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٧٠ - ورود به حوزه علميه
«از همان اوايل كه زندگى پدرم را مطالعه مىكردم و روحانيت و معنويتى را كه در زندگى يك روحانى درك مىكردم، مرا علاقهمند به همان راه پدر و رشته روحانيت كرد. در كلاس پنجم يا ششم دبستان گاهى به ما موضوعى را به عنوان انشا مىدادند. يك بار اين موضوع داده شد كه: شما بعد از فراغت از دوران دبستان به چه كارى اشتغال پيدا خواهيد كرد؟ نوشتم: پس از فراغت از دوران دبستان به رشته روحانيت وارد خواهم شد.
اين در شرايطى بود كه مسئله روحانيت به قدرى در جامعه از نظر مقام ضعيف شده بود و به قدرى دست جنايتكار رضاخان پهلوى در خرد كردن و منحط كردن اين قشر باعظمت نقش داشت كه اگر كسى ورود در اين رشته را اختيار مىكرد، شايد به نظر، انسانى غيرعاقل و منحرف شناخته مىشد. ولى من با مطالعه زندگى پدر و علاقهاى كه به معنويت اين زندگى پيدا كرده بودم، مخصوصاً با وجود اينكه از نظر مادى و جهات رفاهى وضع ايشان بسيار نامطلوب بود، ولى به تمام معنا روحانيت حاكم بر زندگى بود و جاذبه آن روحانيت مرا جذب كرد. با اينكه در دوران دبستان ترقّى و رشد من بسيار چشمگير بود، علاقه من بيشتر به ورود در رشته روحانيت بود و پس از فراغت از دبستان بدون معطّلى وارد اين رشته شدم.» [١]
در سيزده سالگى وارد حوزه علميه قم شد و تمام تحصيلات حوزوى خود را در اين شهر گذراند. درس را بر همه كارها مقدّم مى
[١]. پيام انقلاب، ش ٩٠، ص ٢٢- ٢٣.