سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٩٨ - در صحنه سياست
سوابق مبارزاتى خود، با افتخار ياد مىكند:
«افتخار دارم از همان روز اول كه امام بزرگوارمان مبارزه را شروع كردند، در خدمت ايشان شاگردى كرده و در درس فقه و اصول ايشان شركت داشتهام. روى اعتماد كامل به معنويت و صلاحيتهاى مختلف در ايشان، در حقانيت بينش و مطالبى كه مىگفتند، جاى هيچگونه شك و ترديدى نبود. در اين زمينه اعلاميههاى بسيارى داده مىشد كه در اكثر آنها امضاى من وجود داشت؛ به طورى كه وقتى سازمان امنيت ما را بازداشت كرد، يكى از مهمترين سؤالات اين بود كه: شما در متجاوز از پنجاه اعلاميه امضا داريد. در جواب آنها گفتم: همه اين امضاها از خود من است. يك وقت فكر نكنيد كه از امضاى من در پاى اين اعلاميهها تقليد شده است.
اين جواب، مأمور امنيتى را بسيار تكان داد؛ زيرا فكر مىكرد به دست و پا افتاده، اظهار بىاطلاعى از اين امضاها و ساختگى بودن آنها خواهم كرد. لذا گفت: مسئله بدتر شد. خوب حالا چرا امضا كرديد؟
گفتم: خوب حالا شما مىخواهيد بر اساس منطق با من حرف بزنيد يا بر مبناى زور مىخواهيد نظرتان را تحميل كنيد؟ كمى فكر كرد و گفت: ما براساس منطق مىخواهيم با شما حرف بزنيم.
گفتم: در صورتى كه حاضر باشيد حرف منطقى را بپذيريد، مسئله ما چنين است: آقايى به نام آيتالله خمينى پيدا شده كه مطالبى ارائه داده است. اكنون در مورد ايشان و مطالبش دو نظريه وجود دارد: يكى نظر شما است كه او را تحريك شده و از عوامل سياست خارجى و بازيچه دست اروپا و آمريكا و ... مىدانيد و نظريه دوم نظر ما است.