سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٨٢ - مصاحبه ها
مسئلهاى نظر خود را با دليل مطرح مىكردند، حقيقت حال براى همه روشن شده، در شگفت مىشدند كه چگونه تا حال در اشتباه به سر مىبردند؛ مخصوصاً در درس اصول در مسائلى كه به نوعى با فلسفه ارتباط داشت، از آنجا كه ايشان تخصّص كامل در فلسفه داشتند، مسئله را طورى طرح مىكردند و به بحث و بررسى آن مىپرداختند كه كوچكترين جاى اشكال براى كسى باقى نمىماند؛ ولى در يك درس شلوغ و پرجمعيت نمىشد همه را راضى كرد؛ چون تعداد شركتكنندگان درس در آن زمان- كه جمعيت حوزه به مراتب كمتر از حالا بود- شايد متجاوز از چهارصد نفر مىشد كه بدون استثنا از افراد سطح بالا، فاضل، درسخوان، دقيق، خوشفكر و جوان و علاقهمند به ژرفبينى در مسائل مورد بحث حوزه بودند. طبيعى است در چنين درسى با اين خصوصيات، روزانه تعدادى اشكال از طرح حاضرين در درس عرضه مىشد كه امام جواب مىدادند و گاهى هم اتفاق مىافتاد كه بعضيها روى اشكالشان سماجت به خرج مىدادند كه در اين موارد حضرت امام با صداى بلند آنها را امر به سكوت مىكردند؛ زيرا وقتى شخص، لجوجانه اشكال كند و بدون توجه به منطق و دليل روى حرف خود پا بفشارد، راه ديگرى جز اين باقى نمىماند.
نور علم: تا آنجا كه ما آشنايى داريم حضرتعالى در درسهاى خود از روش خاص مرحوم آيتالله العظمى بروجردى داير بر استفاده از كتابها و روايات وارد از طرق اهل سنت و فتاواى علماى آنها استفاده نمىكنيد. بفرماييد در مقام تدريس و بيان مطالب خود معمولًا از روش كدام يك از اساتيد خودتان پيروى مىكنيد؟
به لحاظ اينكه من هر دو مكتب را ديدهام، تلاشم بر اين است كه نقاط قوت هر كدام از آنها را رعايت كنم؛ ولى در درس اصول از