سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٨١ - مصاحبه ها
از مطالب مسلّم نيست بلكه بر پايههاى نامطمئن استوار است. خلاصه، روش بحث و بررسى امام بزرگوار در مسائل اصولى ريشهاى بود؛ نه بحث برگ و شاخهاى.
ايشان در مباحث فقهى روى روايات مربوطه، هم از نظر سند و هم از نظر دلالت دقت فراوانى مبذول مىداشتند؛ مخصوصاً در مواردى كه روايات متعدّد در مورد آن وارد شده و مىبايست آن روايات، با هم مورد مطالعه و تطبيق قرار گيرند. در چنين مواردى و در مقام جمع بين روايات از قبيل اينكه فلان روايت شاهد بر فلان روايت و يا بالعكس و ... مىباشد، دقتهاى بسيار دقيق و ارزندهاى بخرج مىدادند.
خصوصيّت ديگر درس ايشان مخصوصاً در درس فقه جذابيت بيان و سهولت فهم مطالب ايشان بود. بسيار اتفاق مىافتاد كه درس ايشان يك ساعت و بيشتر حتى تا يك ساعت و نيم طول مىكشيد. با اين حال نه خودشان احساس خستگى مىكردند و نه شاگردان ايشان.
اما در مورد مواجهه امام با اشكالاتى كه معمولًا در جلسات درس خارج از طرف شاگردان بر درس استاد گرفته مىشد، عرض مىشود معظّمله بر اساس عنايت خاصى كه خداوند به ايشان داشته و الآن هم دارد، از يك استعداد بسيار نيرومندى برخوردارند. ايشان در مواجهه با مسائل براساس استعداد اعجابانگيز خود، روى نكته حسّاس مسئله انگشت گذاشته، فكر شاگردانش را فوراً و به آسانى متوجه همان نكته حسّاسى مىفرمود كه اساس و زيربناى همان مسئله بود. روى همين حساب اكثراً وقتى كه مطلبى را القا مىفرمودند، شاگردانشان با شگفتى مىفهميدند كه اين مطلب را نمىتوان نپذيرفت و چه بسا سالها بود كه با خلاف آن انس گرفته بودند؛ ولى وقتى ايشان در مورد