سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٩١ - اخلاق خانوادگى
من بر آن نشسته است. اين مطلب را خيلى جدى و با ناراحتى مىگفت. يعنى معتقد به حرف خودش بود؛ نه اينكه تعارف يا شكست نفسى كرده باشند.» [١] بزرگانى در سطح آيتالله فاضل معمولًا زير بار كارهاى اجرايى مانند رياست شوراى مديريت نمىروند. قبول چنين مسئوليتى يكى از نشانههاى تواضع ايشان است.
اخلاق خانوادگى
هميشه به مسائل اخلاقى و تربيتى فرزندان توجه تامّ داشت و بر امور درسى فرزندان به دقت نظارت و مراقبت مىكرد. برخوردهاى ايشان با فرزندان و همسر گرامى بسيار محبتآميز بود؛ به گونهاى كه اهل خانه احساس رفاقت و دوستى داشتند؛ نه اينكه ايشان صرفاً پدر باشد و بقيّه زير فرمان او. مسئله مرجعيت اصلًا آن صفا و صميمت را تغيير نداد. معظّمله در امور گوناگون به فرزندان مجال اظهار نظر مىداد و فرزندان هم كمال ادب و احترام را در برابر ايشان داشتند. فرزندان را از كودكى به نماز اول وقت، قرائت قرآن و نماز جماعت تمرين مىداد و ديگران هم از حركتهاى ايشان ياد مىگرفتند.
عاطفه ايشان زبانزد فاميل بود و در جويا شدن از احوال فرزندان و خويشان بسيار دقت داشت. در جلسات با بچهها و فاميل، علاوه بر معنويت حاكم بر جلسه، از صميميت خاصى نيز برخوردار بود. آيتالله نورمفيدى مىگويد:
[١]. جمهورى اسلامى، ٣/ ٥/ ١٣٨٦، ويژهنام اسو فقاهت و مرجعيت، ص ٦.