سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٧٥ - مصاحبه ها
حساس در مسائل سياسى روز چه آنهايى كه مستقيماً با مسائل مذهبى مربوط مىشد و چه غير آنها، دخالت مىكردند؛ منتها نحوه دخالت ايشان با نحوه دخالت روحانيت در مسائل انقلابى در ايام قبل از پيروزى انقلاب فرق مىكرد. به نظر من به اين دليل بود كه موقعيتها با هم فرق داشتند. موقعى كه دكتر مصدق به عنوان رهبر ملّيّون ايران غوغاى نفت را در مملكت راه انداخت و آن مسائل را به وجود آورد، مرحوم آيتالله بروجردى با او هيچگونه مخالفتى نكردند بلكه مواردى پيش مىآمد كه به علت همين مسئله و ايستادگى وى در مقابل استعمار انگلستان نسبت به او اظهار علاقه و عنايت مىفرمودند.
مهمترين جريان سياسى كه مرحوم آيتالله بروجردى در مقابل آن قرار گرفت و موضع مشخصى براى خود انتخاب نمود و مخالفت خود را در قبال آن به طور رسمى اعلام فرمودند- و شايد همين، مقدمات وفات ناگهانى ايشان را فراهم آورد- مسئله اصلاحات ارضى بود. مخالفت ايشان و اهميت آن، از تعبير محمدرضا در كتاب انقلاب سفيد از ايشان، به خوبى روشن مىشود. او در همان كتاب در قسمت مربوط به زمينههاى اصلاحات ارضى و كارهاى مقدماتى لازم براى اجراى آن، مىگويد: ما مقدمات كار را در مجلس قانونگذارى فراهم مىآورديم، كه شخصيتى غيرمسئول و كسى كه از مسائل دنيا هيچ اطلاعى نداشت، نامهاى به مجلس نوشت و از اجراى اين پروژه اصلاحى جلوگيرى به عمل آورد.
خلاصه، ايشان در مسائل سياسى مخصوصاً موقعى كه احساس مىكردند خطرى متوجه اسلام شده و جامعه مسلمين را تهديد مىكند، دخالت مىكردند؛ ولى جاى انكار نيست كه گاهى ايادى مرموز