سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٥٧ - مصاحبه ها
مباحثه به اصطلاح بين الاثنينى بود و ترتيب آن چنين بود كه ما خود را ملزم كرده بوديم درسهاى هر روز را شبانه با دقت كامل مطالعه كرده و روز بعد آن را با هممباحثهمان كه قبلًا براى خود انتخاب كرده بوديم، به بحث و بررسى بگذاريم. بدين ترتيب هرابهامى كه ممكن بود در جلسه درس براى ما باقى بماند، رفع مىشد. از وقتى كه مطوّل مىخواندم، هممباحثهاى انتخاب كردم كه تا پايان دوره سطح و حتى قسمتى از خارج، كليه دروس را با ايشان، بحث و بررسى مىكرديم. در آن زمان روزهاى سرد زمستانى صبح زود هنوز آفتاب بالا نيامده، مجبور بوديم بحثها را در همين ايوانهاى بقعههاى صحن در آن شرايط سخت و آزاردهنده دنبال كنيم و غير از اين هم چارهاى نداشتيم.
اما اساتيدم، تا جايى كه به خاطر دارم قسمتى از مطوّل و قسمتى از شرح لمعه را خدمت حضرت آيتالله منتظرى و قسمتى ديگر از شرح لمعه را خدمت آقاى شيخ اسدالله نوراللهى نجفآبادى- از مدرّسين بسيار ارزنده آن زمان- تتلمذ كردم. اين آقا شيخ اسدالله بعداً حوزه را ترك كرد و در شهرستان به ارشاد مردم پرداختند. قسمتى از رسائل و مكاسب را پيش مرحوم آيتالله والد و قسمتى را خدمت آيتالله آقاى سلطانى و قسمتى ديگر را نزد مرحوم آيتالله آقا شيخ عبدالمحمدجواد جبل عاملى سِدِهى و قسمتى ديگر را از محضر مرحوم آيتالله شيخ مرتضى حائرى استفاده كرديم. اينها آن عده از اساتيدم بودند كه به خاطر دارم و احتمال دارد كه خدمت عدهاى ديگر استفاده كرده باشم كه اكنون اسامى آنان در نظرم نيست.
اما خاطرات دوران تحصيل. مسئلهاى كه از نظر تحصيل در پيشرفت