سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٢٩ - در فراق امام
چارهاى جز تشكيل حكومت اسلامى نيست.» [١]
در فراق امام
حجتالاسلام سيد مجتبى نورمفيدى- از بستگان نزديك و شاگرد آيتالله فاضل- از صبح روز بعد از ارتحال حضرت امام چنين ياد مىكند:
«روز ١٤ خرداد، صبح ساعت ٣٠: ٥ به اتفاق فرزند دانشمندشان جناب آيتالله حاج شيخ جواد فاضل به اتفاق دو محافظشان با ماشين براى شركت ايشان در مجلس خبرگان] به طرف تهران [مىرفتيم. ايشان از درگذشت امام خبر داشت و دائم اشك مىريخت و زمزمه مىكرد؛ اما ساعت هفت وقتى راديو خبر ارتحال امام را اعلام كرد، ديدم كه ايشان عمامه را برداشت و بلندبلند شروع كرد به گريه و داد و فرياد، و با دست به سر خود مىزد و معمولًا آقاجواد مانع مىشد. من تا حالا از ايشان گريه با صداى بلند و با اين بىتابى نديده بودم.» [٢] در حالى كه آيتالله فاضل مشغول تدريس و تأليف مباحث حج از كتاب تحريرالوسيله بود، حادثه رحلت حضرت امام اتفاق افتاد. به همين مناسبت در جلد اول از كتاب حج، صفحه ٢٣٥- ٢٣٧ در باره ارتحال امام، شخصيت و كار سترگ و تاريخى استاد بزرگوار خود، مطالب ارزندهاى مرقوم داشت كه ترجمه آن را از نظر مىگذرانيم:
«اين زمان مصادف شد با فاجعهاى بزرگ و حادثهاى دردناك كه سزاوار
[١]. رسالت، ١٦/ ٦/ ١٣٧٨.
[٢]. جمهورى اسلامى، ٦/ ٤/ ١٣٨٦، ويژهنام ميراثدار مكتب فقهى امام خمينى، ص ٦.