سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٣٨ - مصاحبه ها
دست يافتم. به نظر من ريشه همه فضايل ايشان اين بود كه مبدأ و معاد را به گونهاى معتقد بود كه گويا مىديد. اين سخن به ظاهر كوچك است؛ ولى در باطن خيلى عميق است.
ذكر همه خصوصيات اخلاقى ايشان الآن نه برايم مقدور است و نه همهاش را به ياد دارم. اما تا آنجا كه در ذهن دارم، برايتان نمونههايى عرض مىكنم:
زهد و سادهزيستى
ايشان وجوه شرعى بسيار در اختيار داشت؛ به گونهاى كه علاوه بر شهريه طلاب قم، شهريه طلاب نجف را نيز مىداد؛ ولى در زندگى داخلى بسيار ساده و زاهدانه بود. در مصارف شخصى، از وجوه شرعى استفاده نمىكرد. مخارج زندگى شخصى خود را از مختصر ملكى كه در بروجرد داشت، تأمين مىنمود و حتى نان منزل را هم از آردى تهيه مىكرد كه از حاصل ملك بروجرد براى ايشان مىفرستادند.
مرحوم پدرم فرمودند: روزى آيتالله بروجردى به من فرمودند: كيفيت نانى كه براى ما مىپزند، خوب نيست. آدرس نانوايى را گرفتم و رفتم تا به نانوا تذكر بدهم كه دقت بيشترى در پخت نان بكند. شكوه آيتالله بروجردى را از كيفيت نان به نانوا گفتم. نانوا گفت: ما مقصر نيستيم. اين آردى را كه بيت ايشان به ما مىدهند، خوب نيست. نان اين آرد بهتر از اين نمىشود. اگر آقا اجازه بدهند، آرد خوب تهيه مىكنم و نان مرغوب براى ايشان مىپزم. آمدم خدمت آيتالله بروجردى پيشنهاد نانوا را مطرح كردم. ايشان فرمودند: اين آرد مال ملك شخصى خودم است و حاضر نيستم آن را تعويض كنم و