سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٧١ - ورود به حوزه علميه
داشت و بناى او بر آن بود تا ضرورت يا حادثه بسيار مهم پيش نيايد، درس را تعطيل نكند. او گوشهاى از خاطره زمان تحصيل را كه نشان از عشق سرشار دارد، چنين بيان مىكند:
«در آن زمان روزهاى سرد زمستانى صبح زود هنوز آفتاب بالا نيامده، مجبور بوديم بحثهايمان را در همين ايوانهاى بقعههاى صحن در آن شرايط سخت و آزاردهنده دنبال كنيم و غير از اين هم چارهاى نداشتيم.» [١]
تشويق آيتالله بروجردى در سالهاى اوّليه تحصيل، نشان از موفقيت ايشان در تحصيل داشت و اين امر در روحيه او تأثير زياد برجا گذارد. خود مىگويد: مرحوم حضرت آيتالله بروجردى در اوايل ورود به قم، روزى به وسيله يكى از آشنايان به يكى از آباديهاى اطراف قم دعوت شدند. در اين سفر من هم به همراه مرحوم والد كه از نزديكان ايشان بودند، حضور داشتم. در آن روزها مطوّل مىخواندم. آيتالله بروجردى شعرى از آن كتاب خواند و در باره نكات ادبى آن پرسيدند و من بلافاصله جواب دادم. ايشان مبلغ پنجاه تومان كه در آن زمان قابل توجه به حساب مىآمد، به من جايزه دادند
[١]. نور علم، ش ٣٠، ص ١٠.
شايان ذكر است كه زمستانهاى آن زمان بسيار سردتر از اين زمان بود. با اينكه زمان كودكى ما حدود بيست سال بعد از دوران تحصيل ايشان است، به ياد دارم كه از ابتداى زمستان تا پايان آن، برف و يخبندان در قم ادامه داشت و همه جا به شدّت گِلآلود ميشد. گاهى برفهاى بامها را كه به كوچه ميريختند، در وسط كوچه تا بام خانهها روى هم انباشته ميشد.