سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٧٣ - ورود به حوزه علميه
مىفهميدم.» [١]
طرهاى از آيتالله فاضل نشان مىدهد كه حتى آيتالله بروجردى نيز باور نمىكرد كه او بتواند به درستى مطالب را درك كند:
«مرحوم والد به مناسبت ايّام فاطميّه مجلس روضهاى در منزل ترتيب داده بودند. مرحوم آيتالله بروجردى روزى براى شركت در روضه به آنجا تشريف آوردند. همينكه مرحوم آيتالله بروجردى مرا مشغول پذيرايى ديدند، با لبخند خطاب به مرحوم والد فرمودند: فلانى هم در درس شركت مىكند؟ گمان مىكنم كمى سنّ من باعث تعجب ايشان شده بود. پدرم كه متوجه اين نكته شد، به عرض رساندند كه نه تنها در درس شركت مىكند، بلكه درسهاى شما را به عربى مىنويسد و شنيدن اين مطلب تعجب معظّمله را بيشتر برانگيخت و فرمود: امكان دارد اين نوشتهها را ببينم؟ پدرم به من دستور داد تا آنها را آورده و خدمت ايشان دادم. معظّمله نوشته مرا حدود نيم ساعت بدون آنكه با كسى حرف بزند يا به حرف كسى گوش بدهد، ملاحظه فرمود و تنها در سند روايتى كه از صاحب وسائل نقل كرده بودم، اشكال فرموده، گفتند: اين روايت طىّ سند ديگرى غير از اين سند وارد شده كه اين اشكال در واقع متوجه صاحب وسائل مىشد.
پس از آن همواره مرا مشمول عنايت خود قرار مىدادند و با كلمات اعجابآميزى تشويق مىفرمودند و هرچند وقت يك بار نوشته مرا مىخواستند و پس از مرورى در آن به من پس مىدادند. وقتى نوشتهها به چهارصد يا پانصد صفحه رسيد، دستور دادند كه آن را چاپ كنم
[١]. پيام انقلاب، ش ٩٠، ص ٢٣.