سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٦٩ - مصاحبه ها
اينطور ابراز كند.
مدتى از اين جريان گذشت. يك روز ايشان به من تلفن كرد و گفت: علاوه بر پولهاى امام در بانكهاى مختلف كه در اختيار شما قرار دارد، در كمدى دم دست امام هم مقدارى وجود دارد. چهكار كنيم؟ گفتم: شما آنها را بشماريد. گفتند: حوصله شمردن ندارم. براى شما مىفرستم. گفتم: خيلى خوب. ليكن شما زمانى بفرستيد كه ما در جلسه شوراى مديريت باشيم و دوستانمان هم باشند؛ چون مسائل مالى، شخصى نبايد باشد. تصادفاً ما عصر جلسه داريم و اگر شما سعى كنيد در همين فاصله بفرستيد، مناسب است. ايشان فرستادند و همانجا صورت مجلس كرديم و به حساب شوراى مديريت واريز نموديم.
منظورم اين است كه من به لحاظ مسائل آخوندى و آخوندزادگى، اين منش حاج احمدآقا را از فضايل بزرگ ايشان مىدانم و ايشان با چنين حركتهايى، آبروى امام را بعد از وفات حفظ كردند.
در مورد مسئله نظام و ولايت فقيه بايد بگويم: همان حساسيتى را كه خود امام به نظام و ولايت فقيه داشتند، ايشان هم به همان اندازه حساس بودند. حالا ممكن بود گاهى فرض كنيم از بعضى از مسئولان ناراضى باشند يا نسبت به بعضى از مسائل انتقاد داشته باشد؛ ولى مسئله اصلى، نظام و اصل ولايت فقيه بود و ايشان بىاختيار در مقابل آن خاضع بودند و هيچ ترديدى در اين مسئله نبود يا در وصيّتنامه ايشان هم همين معنا به چشم مىخورد كه نسبت به فرزند ارجمندش و فرزندانش وصيّت نموده كه مبادا تحميلهاى مختلف شما را از نظام و ولايت فقيه منحرف كند. حتى خاطرم هست كه نسبت به مجلس