سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٥٧٧ - آيت الله سيد مصطفى خمينى
ايران و چه در موقعى كه در نجف زندگى مىكردند، كه در تمامى اين دورهها، با ايشان بوديم، زندگى داخلى ايشان در يك سطح بسيار بسيط و عادى بود. زندگى ايشان در تمام اين ايام اصلًا از صورت يك طلبه عادى متوسط خارج نمىشد؛ چون به آنگونه زندگيها هيچ دلبستگى نداشت. مورد علاقه ايشان، يكى مسئله جهات علمى و يكى هم مسائل مربوط به مبارزه بود. در غير اين دو مسئله هيچ فكر نمىكرد و نمىانديشيد. لذا اين فضيلت ايشان مرا مجذوب كرده بود و حالا هم هنوز تحت تأثير آن جاذبه قرار دارم.
وصيّتنامهاى كه بعد از وفات ايشان به دست آمد، حكايت از اين مىكرد كه اولًا، خود آن وصيّتنامه مشعر به اين است كه به ايشان الهام شده بوده كه وفاتش قبل از پدر بزرگوارش است؛ چراكه در آن وصيّتنامه وصىّ خود را والد بزرگوارش قرار داده و عبارت از اين است كه الهامى به ايشان شده بود. ثانياً، ايشان در آن وصيّتنامه تصريح مىكند كه من از ماليه دنيا هيچ چيز غير از يك مقدار كتاب علمى ندارم، كه آن را هم اگر فرزندم حسين طلبه شد، در اختيارش قرار بگيرد و اگر طلبه نشد به كتابخانه مدرسه آقاى بروجردى در نجف منتقل كنيد. اين از يك آقازاده و در حالى كه در آن ايام شايد شهريه امام در نجف متجاوز از دو يا سه ميليون بود، يك چنين مسئلهاى جداً درسى است براى انسان.
از نظر فضيلت علمى به نظر من ساليان دراز بود كه مرحوم حاج آقا مصطفى يك مجتهد مسلّم كامل و صاحبنظر در فقه، اصول، فلسفه، رجال، تفسير و ساير علوم اسلامى بود؛ ولى از نظر ماليه دنيا يك