سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٨٦ - آبروى مرجعيت
مسئوليت فرار مىكردند، ما در ايشان مشاهده كرديم. من هيچ ميل و علاقهاى در ايشان به امر مرجعيت نديدم.» [١] چنين نبود كه بدون هيچ تعارفى حتى تعارف دروغى، خود را جلو بيندازد. سوابق ديرين و درخشان معظّمله در امر تحقيق و تدريس بود كه او را در جايگاه شخصيتى برجسته در حوزه قرار داد.
گذشته از صفاى نفس، بيماريهاى گوناگون و دردهاى جانكاه، كه همواره آيتالله فاضل با آنها دست و پنجه نرم مىكرد، براى او حال و حوصله براى دنبال كردن امورى از قبيل مرجعيت باقى نگذاشته بود و آنچه مىتوانست محرّك او براى پذيرفتن اين امر خطير باشد، احساس مسئوليت بود.
جالب آنكه هدف خالص ايشان در تدوين كتاب تفصيل الشريعه، نشان دادن چهره علمى امام خمينى و تثبيت مرجعيت ايشان بود؛ امّا همين كتاب، شخصيت علمى خود او را نيز نشان داد و تأثير فراوان در تثبيت مرجعيت خود او داشت. ترتيب اسامى فقها در بيانيه جامعه مدرسين به ترتيب فراوانى آرا در جلسه تعيين مرجع بود. بنابراين مىتوان گفت كه نپذيرفتن سمت مرجعيت از سوى ايشان، شانه خالى كردن از زير بار مسئوليت به شمار مىرفت و چه بسا شبهه شرعى داشت.
وقتى وارد ميدان شد، به خوبى از انجام وظيفه برآمد. بيماريهاى صعبالعلاج بلكه لاعلاج، در ده سال پايانى حيات بابركت، رو به فزونى گذاشت؛ به گونهاى كه هر يك آنها به تنهايى كافى بود كه
[١]. جمهورى اسلامى، ١٥/ ٢/ ١٣٨٢، ويژهنام شاخهاى از شجر طوبى، ص ٨.