سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٤٠ - مصاحبه ها
و شاگردى- و طبعاً اين بينش اقتضا مىكرد كه ما هم در سطح خودمان با اعتقاد كامل به همان مبارزات ادامه دهيم. اين ادامه مبارزات جداً توأم با اعتقاد بود و معتقد بوديم كه اين رژيم تمام همّ و سعيش اين است كه حتى آثارى از اسلام در جامعه ايران باقى نماند؛ نه اينكه فقط روح اسلام بلكه ظواهر اسلام هم از بين برود. لذا در يكى از مواقعى كه به آن اشاره كردم (احضار من در ساواك به عنوان مصاحبه) مطلبى را در آنجا به صراحت براى آن مأمور عالىرتبه سازمان امنيت مطرح كردم و از طرح اين مطلب او بسيار تعجب كرد؛ ولى من باكى نداشتم. گفتم: شما ما را براى چه به اينجا احضار كرديد؟
- براى مصاحبه.
- ممكن است بگوييد: مصاحبه يعنى چه؟ و اين مفهوم را براى من معنا كنيد؟
- مصاحبه اين است كه بنشينيم حرف بزنيم و ببينيم چه كسى منطقىتر حرف مىزند.
- شما مرا براى اين دعوت كرديد؟
- بله.
- غير از اين مسئلهاى كه نيست. اگر مسائل ديگر است، ما تسليم شماييم. ما مىدانيم شما قدرت و سرنيزه و امريكا و همه و همه را در اختيار داريد. هر آن هم تصميم بگيريد بنده و امثال بنده را نابود كنيد، هم قدرتش را داريد، هم كسى جرئت ندارد در مقابل شما حرفى بزند. بدانيد كه ما اين مسائل را مىدانيم. نه اينكه در قدرت