سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٦٠ - مصاحبه ها
جواب: اشاره كردم كه مهمترين دوره اصول ايشان هفت سال طول كشيد. از اين بحث روشن مىشود كه امام نه مثل بعضيها كه ده، دوازده سال و يا بيشتر به اصول مىپردازند، پرداخت و نه مثل برخى ديگر كه اعتقادى ندارند، اصول را كنار گذاشت؛ بلكه حساب متوسطى را براى اصول باز كرده بودند. بالأخره طلبه بايد يك دوره كامل اصول بخواند؛ ولى لازم نيست كه وقت و عمر خود را به مباحث غيرمفيد و كمفايده صرف نمايد. بايد از افراط و تفريط در علم اصول پرهيز كرد.
سؤال: به نظر شما اطلاعات فلسفى حضرت امام در بحثهاى اصولى ايشان تأثير داشته است؟ آيا در حل مباحث اصولى كه معمولًا اعتبارى و عقلايى مىباشند، از قوانين فلسفى كه ناظر به حقايقند مىتوان استفاده كرد؟
جواب: خصوصيّت ايشان اين بود كه در مواردى كه در اصول، مسائل فلسفى هم مطرح است با تخصّصى كه در فلسفه داشتند، مباحث را خيلى روشن مىكردند. يكى از مواردى كه در مواضع مختلف علم اصول مورد بحث قرار گرفته و مرحوم آخوند در كفايه هم مطرح كرده، آن است كه: «الطبيعه من حيث هى هى ليست إلا هى لاموجوده ولامعدومه، لامطلوبه ولاغيرمطلوبه»
مرحوم آخوند اين مطلب را دليل گرفتهاند كه احكام به نفس طبايع نمىتواند تعلّق بگيرد؛ چون طبيعت و ماهيت در علم ماهيت نه عنوان مطلوبيت دارد و نه عنوان عدم مطلوبيت، و چيزى كه عنوان مطلوبيت ندارد، نمىتواند متعلّق طلب واقع شود. پس مرحله طبيعت از مرحله تعلّق حكم خارج است. اما همانطور كه حضرت امام توضيح مىفرمودند: مرحوم آخوند در اين مطلب، مرتكب اشتباهى شدهاند و آن