سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٤٢ - مصاحبه ها
در روزنامه و راديو صدها بار با دليل اين مطلب را ثابت كرده بوديد. اما شما چون دليل نداريد، مىچسبيد به اذيت كردن طرفداران ايشان، كه: چرا شما طرفدار آقاى خمينى هستيد؟ خوب اگر شما اهل منطق هستيد و ما را به مصاحبه دعوت كرديد، دليل حرفتان را بگوييد. اين دليلها را كنار زندان به آنها بگوييد و قانعشان كنيد. اينها همه از زندان بيرون مىآيند و طرفدار شما مىشوند؛ ولى شما دليل نداريد و بايد بدانيد كه اين راه هم شما را به جايى نمىرساند. كسى اگر در مقابل عقيدهاش چوب بخورد، از بين نمىرود و عقيدهاش محكمتر مىشود. من با كمال صراحت به شما اعلام مىكنم، هر كارى هم مىخواهيد بكنيد، عقيده بنده در مورد آقاى خمينى اين است و تا دليلى برخلاف نباشد، عقيدهام عوض نمىشود. (پايان صحبت با مأمور ساواك) [١] اما تحليل ما از خود امام، ما روى آن اعتقادى كه به خود امام داريم، كه ايشان هميشه به عمق مسائل نگاه مىكند و از يك تراوشها و ترشحات جزئى ريشه مطلب را مىفهمد. ديدم كه امام مىديد اسلام در مخاطره است و هدف اينها از كارهايشان اين است كه در آينده نزديك اسلام حتى در بين جامعه به صورت ظاهر هم حكمفرما نباشد و شواهد زيادى بر اين مطلب بود؛ از جمله مسئله تغيير تاريخ اسلام بود. اين تغيير تاريخ را انسان ابتدا فكر مىكند كه عوض كردن يك
[١]. آيتالله فاضل در جاى ديگر كه از اين خاطره ياد كرده، در پايان ميگويد: اين سخنان چنان در او اثر گذاشت كه وقتى خواستم برگردم، به من احترام زيادى كرد. (جمهورى اسلامى، ١٣/ ٥/ ١٣٨٤)