سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٨٥ - ساده زيستى
استفاده نمىكرد؛ با اينكه در آن دوران هم معمولًا چنين عبايى براى او هديه مىآوردند. يك بار فرزند ايشان عرض كرده بود: خودمان نمىخريم بلكه براى شما هديه مىآورند؛ چرا استفاده نمىكنيد؟ فرموده بود: نمىتوانم تحمل كنم طلبهاى كه در ضروريات اوّليه زندگى خودش و زن و بچهاش مانده و مشكل دارد، مرا كه مسئول و بزرگتر او هستم، با عباى صدهزار تومانى ببيند. نگفت: او مىرود و اعتراض مىكند؛ بلكه فرمود: من نمىتوانم تحمل كنم. [١] در دوران مرجعيت يعنى در زمان كهولت و با وجود بيماريهاى متعدّد، آب و هواى نامساعد را تحمل مىكرد و حاضر به ترك قم و سكونت موقّت در مناطق خوش آب و هوا نشد؛ مگر چند روزى براى زيارت امام رضا (ع) به مشهد مقدس سفر مىكرد. ايشان در اين مورد مىفرمود: وقتى مىبينم طلبهها در قم در زيرزمين منازل و اتاق تنگ و تاريك و در فضاى محدود زندگى مىكنند، ديگر آرامش ندارم تا به فكر راحتى خودم باشم و به آن مناطق بروم.
آيتالله حاج شيخ محمدجواد فاضل مىگويد:
«ايشان در زمان مرجعيت به ما فرمودند: عباى تابستانى معمولى برايم تهيه كنيد، نه از جنس خيلى خوب و گرانقيمت، تا طلبهها وقتى مرا مىبينند تحمل سختى و تنگدستى برايشان خيلى دشوار نباشد. والده ما يك وقت تشخيص دادند پردهاى براى منزل لازم است و آن را تهيه كردند؛ اما والد بزرگوار فرمودند: همين الآن كسى بيايد و اين
[١]. جمهورى اسلامى، ٣/ ٥/ ١٣٨٦، ويژهنام اسو فقاهت و مرجعيت، ص ٧.