سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٥٧٢ - آيت الله العظمى بروجردى
عكس ظَهر، تمثال خورشيد عالمتابى است كه ناگهان و بدون انتظار از آسمان فضيلت غروب كرد. دنياى تشيّع مخصوصاً عالم روحانيت در ماتم او غرق در اندوه و حزن گرديد. فرزندان بىشمار او در مرگ پدر خويش بىتاب و توان گشتند.
اى استاد ارجمند و اى سرور معظم و اى مولاى مكرّم، در مدح تو چه بنگارم و كداميك از فضائل تو را ياد آور شوم و حال آنكه در اين هنگام كه مدت يك ماه است از افول تو مىگذرد، هنوز تأثر و اندوه شيعيان پايان نيافته و اشكهاى ديده آنها خشك نگشته، بلكه هر روزى كه بر مدت غروب تو مىگذرد، به همان اندازه فقدان تو بر تأثّرات مىافزايد.
اى سرو بافضيلت و اى مظهر صفات خدا و اى آيت عظمى، هر زمان كه صفحه خاطر، مورد اشغال قهرى امور دگر واقع نشود، تنها چيزى كه بر آن نقش مىبندد، خاطرات دوران پراثر حيات تو است. فقط ياد تو است كه آخرين لحظه بيدارىام را مىگذراند و اوّلين لحظه برخاستن از خواب را به خود مشغول دارد، چرا چنين نباشد؟ با اينكه علاوه بر استفاده علمى متجاوز از ده سال از محضر شريفت در ارتباطات و تماسهاى خارج از محيط درس كه در هر هفته لااقل يكى دو مرتبه اتفاق مىافتاد، جز لطف و محبت، مهربانى و عطوفت و تجليل از مقام شامخ علم و تذكر خدا و آخرت و اصلاح امور مسلمين و توجه بهوضع دردمندان چيزى از تو مشاهده نكردم.
خدا گواه است در هر نوبت كه موفّق به محضر شريف او مىشدم، معنويت او بيشتر از مرتبه سابق برايم جلوه مىكرد و ارادتم افزونتر مىگشت. تظاهر به زهد از او ديده نشد با اينكه در باطن كاملًا زاهد بود. اگر فضيلتى را در محصّلى احراز