سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٢٢ - مصاحبه ها
اند و مشتمل بر تحقيقات كمنظير و دقتهايى است كه انسان در كتابهاى ديگر و در درسهاى ديگر با آن نوع تحقيقات مواجه نيست. بالأخره امام بزرگوار در مقام علمى يك فرد جامع به تمام معنا بود. فقيه كامل، اصولى متبحّر، فيلسوف بىنظير، عارف به تمام معنى الكلمه، متخصّص در علم اخلاق و تربيتهاى علمى اخلاقى و همينطور جهات مختلف ديگر و حتى در شعر هم داراى يك سهم بسيار چشمگيرى بودند.
بيان استاد در تدريس به قدرى شيرين و روشن بود كه هيچكس خود را نيازمند نمىديد كه از كس ديگرى نظر امام را استفسار كند. خود امام مستقيماً با بيان روشن و شيرين خودشان تمام مطالب را در اختيار مىگذاشتند. طلبه كه از درس استاد بيرون مىرفت، مطلب استاد به نظرش كاملًا روشن بود. ممكن بود در اصل مطالب اشكالى داشته باشد؛ اما از نظر اينكه امام چه فرمودهاند و چه نظرى داشتهاند، هيچ نقطه ابهام براى كسى باقى نمىماند. اين مسئله در تدريس كاملًا اهميت دارد كه استاد بتواند نظر خود را دراختيار شاگردان به وضوح بگذارد.
خاطرهاى در اين مورد دارم: مسئلهاى بود كه فروض مختلف و احكام متعدّدى داشت. يك روز به نظر شاگردى آمده بود كه امام دراين مسئله گويا از نظر حساب دچار اشتباهى شدهاند. شاگرد روى اشكال خود اصرار داشت و امام هم بر ديدگاه خود اصرار داشت. بالأخره آن شاگرد چاره را جز اين نديد كه به قسم و سوگند متوسّل بشود. ظاهراً امام بزرگوار هم در جواب از همان شيوه استفاده كردند و با سوگند مطلب خود را اثبات كردند. اين منظره هميشه جلو چشم من