سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٣٤ - عنايت امام به آيت الله فاضل
اشراقى، ناهار را آنجا رفتيم و تا ساعت پنج يا شش بعد از ظهر خدمت ايشان و خدمت حاج آقا مصطفى بوديم و مسائل مختلفى آنجا مطرح شد.» [١] آيتالله سيد محمد بجنوردى نيز كه آن ايام در كربلا بوده، همين قضيه را بيان مىكند:
«آيتالله فاضل خيلى مورد علاقه امام بود. ايشان در دوران تبعيد امام سفر يك هفتهاى به عتبات داشتند. ايام زيارتى امام حسين (ع) بود و امام به كربلا مشرّف شده بود. من و حاج آقا مصطفى در زيرزمين منزلى كه امام اقامت داشت، نشسته بوديم. خبر آوردند كه آقاى فاضل به كربلا آمد. حاج آقا مصطفى فورى آقاى دعايى را فرستاد كه آقاى فاضل را بياورد تا ايشان را ببينيم. آقاى فاضل اواخر شب آمد. حضرت امام شبها زود استراحت مىكرد تا نيمهشب براى زيارت و نماز شب بيدار شود؛ اما به جهت علاقه زياد به آقاى فاضل، همان شب به ديدار ايشان آمد و پس از احوالپرسى و ردّ و بدل صحبتهايى، براى استراحت رفتند.» [٢] در خاطره ديگر آيتالله فاضل نيز محبت امام به ايشان آشكار است:
«در مورد جريانى، خدمت امام رسيدم. من كمى ناراحت شده بودم و بعد معلوم شد كه بىجهت ناراحت شدهام. امام بزرگوار فرمود: فلانى، من تو را به منزله مصطفى مىدانم و همان معاملهاى كه با
[١]. جمهورى اسلامى، ١٥/ ٢/ ١٣٨٢، ويژهنام شاخهاى از شجر طوبى، ص ٦.
[٢]. جمهورى اسلامى، ١٥/ ٢/ ١٣٨٢، ويژهنام شاخهاى از شجر طوبى، ص ٩.