سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٦١ - مصاحبه ها
اكنون نيز موجود است؛ اگر چه احتياج به تجديد نظر دارد و چون يكى از شاگردان ايشان [١] تقريرات خمس را كه انصافاً مفصّلتر از من هم نوشته بود و به نام زبده المقال فى خمس الرسول والآل به چاپ رساند، ديگر نيازى نديدم كه من هم نوشته خود را در آن زمينه به چاپ برسانم. همچنين در اواخر، كتاب قضا را شروع كردند كه به آخر نرسيد و قسمتى را كه تدريس فرمودند، نوشتهام كه موجود است.
اما درس اصول ايشان؛ من در مباحث الفاظ شركت نكردم؛ چون آن وقت در اين زمينه هنوز بدان پايه نرسيده بودم كه بتوانم در درس ايشان شركت كنم؛ ولى قسمت اعظم مباحث عقليه را شركت كردم كه آن را نيز نوشتهام و احتياج به تجديد نظر دارد و نيز در اواخر، درسى در تعطيلات تابستان گذاشتند كه در آن «خلل حج» را مورد بحث و بررسى قرار داده بودند كه متأسّفانه آن هم به آخر نرسيد و من آن را هم نوشتهام كه فكر مىكنم الآن نيز آن را داشته باشم.
اين، همه مسائلى بود كه من در مدت يازده سال حضورم در درس ايشان، كه آخرش مصادف با پايان عمر پربركت ايشان بود، از محضر ايشان استفاده كردم.
چون حضرت آيتالله بروجردى مخصوصاً در هفت، هشت سال آخر عمرشان تنها به يك درس در روز اكتفا مىكردند و يك درس خوب در روز براى يك طلبه كافى نيست، در فكر شركت در درسهاى ديگر بودم كه شنيدم امام بزرگوارمان تازه شروع به تدريس اصول
[١]. عالم جليل سيد عباس حسينى قزوينى.