سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٢٨ - مصاحبه ها
در اين اثنا ايشان روى همين كتاب تفسير الميزان كه بعداً به صورت كتاب الميزان درآمد و قبلًا نوشتجاتى بود كه در مورد تفسير داشتند و ظاهراً در نجف نوشته بودند، يك بحث تفسيرى گذاشتند و حالا نظرم نيست كه در ايام تعطيل بود يا تحصيل؛ ولى يك بحث تفسيرى در مورد آن نوشتجات وجود داشت كه من مدتها هم در اين بحث شركت مىكردم. همين امتياز تفسير ايشان كه قرآن را بايد با خود قرآن تفسير كرد، «القرآن يفسر بعضه بعضاً» يا در روايتى ديدم كه «القرآن يشهد بعضه على بعض» اين معناى تفسيرى ايشان خيلى جالب به نظر مىرسيد و روى همان نوشتجات كه بر اين مبنى نوشته شده بود، ايشان تفسير قرآن را ادامه مىدادند و ما هم مدتها از اين بحث استفاده مىكرديم.
البته در مباحث ديگرى نظير مباحث مربوط به مسائل عقيدتى باز به صورت پراكنده از بعضيها استفاده كرديم. همچنين مباحثى از بحث اخلاق در محضر بعضى از اساتيد بزرگ اخلاق مثل مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى استفاده كرديم. مرحوم آيتالله بروجردى ايشان را براى همين به قم آورده بود و انصافاً اخلاق علمى و عملى متجسم بود و هركس كه با ايشان برخورد مىكرد، تحت تأثير و جاذبه او قرار مىگرفت.
پيام انقلاب: حضرتعالى از چه زمانى اجتهاد را در خودتان يافتيد؟
تا زمانى كه مرحوم آيتالله العظمى آقاى بروجردى در قيد حيات بودند، به عنوان مقلّد به رساله ايشان عمل مىكردم؛ ولى بعد از وفات ايشان كه تقريباً يازده سال درس ايشان را گذرانده بوديم و در اين