سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٢٦ - مصاحبه ها
ايشان در كنار درس اصول، درس فقهى از اول كتاب طهارت شروع كردند كه يادم هست از همان روز اول من توفيق درك فيض محضر ايشان را كسب نمودم و موفق شدم درس فقه استاد بزرگوار را ضبط كنم و شايد در اين زمينه هم چند جلد به رشته تحرير در آمده باشد.
در اين مورد خاطرهاى دارم كه ذكر آن بد نيست. يكى از بستگان ما كه از معمّمين هست [١]، در سفرى به قم، با من صحبت كرد كه:
- تو غير از آقاى بروجردى در درس چه كسى شركت مىكنى؟
- در درس حاجآقا (آن موقع تعبير ما از ايشان اين بود؛ چون مرحوم حاج آقا مصطفى از پدرشان تعبير به حاجآقا مىكردند، ما هم به لحاظ شدت ارتباطمان با ايشان، در لسانمان از امام بزرگوار تعبير به حاجآقا مىشد.)
- درسهاى ايشان را هم مىنويسى؟
- بلى.
- خود حاجآقا از اين مسئله اطلاع دارند؟
- نه.
- بد نيست استاد بداند كه شاگرد چه مقدار به درس استاد اهميت مىدهد و خود اين نوشتن دليل بر اهميت دادن شاگرد به درس است. بهتر است شما نوشتجات خود را به من بدهيد تا به خدمت حاجآقا ببرم و ايشان هم اطلاع پيدا كنند كه شما در مورد درس ايشان اين مقدار علاقهمند هستى.
[١]. آن شخص آيتالله شيخ محمود اردكانى بوده است. (جمهورى اسلامى، ١٥/ ٢/ ١٣٨٢، ويژهنام شاخهاى از شجر طوبى، ص ٧، مصاحب آيتالله حاج شيخ محمدجواد فاضل)