سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٢٤ - مصاحبه ها
معمولًا طلاب دو دوره ادبيات و سطح را حدود هشت يا نه سال به پايان مىرسانند و بعد وارد آخرين مرحله يعنى درس خارج مىشوند. اما طبق آنچه به ياد دارم، با اينكه در ادبيات بعضى از كتابهايى را كه در اين زمان خيلى معمول نيست و عبارت بود از كتاب مطوّل كه در معانى و بيان است، آن را از اول تا آخر خواندم و با اينكه تنها يك سال وقت را در اين كتاب صرف كردم، تمام دوران ادبيات و سطوح عاليه من از شش سال متجاوز نشد؛ يعنى در اين مدت تمام كتابهاى معمول در ادبيات و تمام سطوح متوسطه و عاليه را آنهم به طورى كه در نظرم هست به بهترين وجه خواندم. مقصودم از بهترين وجه اين است كه هر كتابى را دو مرتبه خوانديم: يك مرتبه همان روزى كه درس آن را مىگرفتيم و بعد هم مجدّداً به عنوان دوره، آن كتاب را دوره مىكرديم.
دقيقاً به ياد دارم كه سنّم اواخر نوزده سال بود كه در درس خارج مرحوم آيتالله العظمى آقاى بروجردى شركت كردم و شركت من در درس ايشان با صغر سنّم خيلى جلب توجه مىكرد و حتى از طرف بعضيها شايد متهم به اين واقع شده بودم كه نمىتوانم درس را درك بكنم و بفهمم؛ ليكن جواب اين اتهام از يك راه داده شد و آن اينكه من هر درسى را كه خدمت ايشان مىخواندم بلافاصله همان روز آن را مىنوشتم و با زبان عربى هم مىنوشتم و همين نوشتجات شاهد گويايى بود بر اينكه درس را كاملًا مىفهميدم.
خاطرهاى در اين مورد در ذهنم هست: پدرم معمولًا در ايام شهادت حضرت زهرا- سلام الله عليها- مجلس روضه بپا مىكرد و بزرگان و