سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٢٥ - مصاحبه ها
طلاب در اين مجلس شركت مىكردند. مرحوم آيتالله آقاى بروجردى در يكى از روزهاى روضه در منزل ما شركت كرد و بعد ضمن صحبتها از پدر مىپرسيد: فلانى را مىبينم كه در درس من شركت مىكند، آيا به خصوصيات و رموز درس اطلاع پيدا مىكند يا نه؟ پدرم به من فرمودند كه نوشتجاتم را در اختيار ايشان قرار دهم. رفتم و نوشتجاتم را آوردم و به خدمت ايشان ارائه دادم. ايشان شروع به مطالعه آنها كردند و شايد نيم ساعت تمام وقت را صرف مطالعه اين نوشتجات كردند و بعد از نيم ساعت مطالعه فرمودند: هيچ فكر نمىكردم كه فلانى با اين كمى سن بتواند به تمام خصوصيات و رموز درس آشنا باشد و مخصوصاً آنها را در قالب عباراتى جالب توجه كه از نظر تفهيم و تفهم مورد نظر است، بيرون بياورد. از همان زمان مرحوم آيتالله بروجردى توجه خاصى به من و نوشتجاتم پيدا كرد.
در كنار درس ايشان استاد بزرگوار، رهبر انقلاب شروع فرمودند به تدريس علم اصول. ما از همان روزهاى اول شروع، در بحث ايشان حاضر شديم. بعد از چند روز ديديم آنچه را كه ما در مورد اين علم به فكرش بوديم و انتظار آن را مىكشيديم و احياناً از خداوند طلب مىكرديم كه يك چنين استاد مسلّط و خوشبيان و دقيق و با استعداد در مورد علم اصول نصيب ما بشود، بحمدالله نصيب شد. لذا در درس علم اصول ايشان هم شركت كرديم و يك دوره اصول كامل از مباحث الفاظ و مباحث عقليه كه تقريباً دوره آن هفت سال طول كشيد، در خدمت ايشان بوديم و استفاده كرديم و شايد بيش از دو ثلث علم اصول را به صورت منظّم و منسجم توانستم يادداشت كنم و بنويسم.